♡تک پارتی (باجی) ♡

♡تک پارتی (باجی) ♡

کارکتر: باجی و ا/ت (پارتنر هستن)

موضوع: وقتی ا/ت پریود میشه


________________________________________________________




از صبح اخمو بودم و حتی حوصله جواب دادن به پیام‌هامم نداشتم.

باجی در اتاق رو باز کرد و سرشو آورد داخل.

«پیشی‌کوشولوم هنوز زنده‌ای؟(با لبخندو دلگرمی اینو گفت>>>)»

بالش رو برداشتم و پرت کردم سمتش.

ا/ت:«گمشو بیرون.💢💢»

باجی:«اوخ، چه استقبال گرمی.😄»

اومد کنارم نشست و بدون اجازه پتو رو کشید رو سر خودش هم.

ا/ت:«باجییییی.😑»

باجی:«جان عشقم؟»

ا/ت:«گرمه.»

باجی:«منم گرمم.»

ا/ت:«برو اونور.»

باجی:«نه.»

چند ثانیه ساکت موندم.

ا/ت:«داری اعصابمو خورد میکنی💢.»

باجی:«میدونم کوچولوم.»

و اینو با خنده گفت.

اخم کردم.

ا/ت:«جدی میگم.»

باجی:«باشه عشقم.»

ا/ت:«دارم درد می‌کشم.😩»

این بار لبخندش محو شد.

آروم دستمو گرفت.

باجی:«میدونم.»

دیگه خبری از شوخی نبود.:))

فقط انگشتش رو دور دستم حلقه کرد و آروم گفت:

«امروز هرچی خواستی می‌خوریم، هرچی خواستی می‌بینیم، هرجا خواستی می‌خوابیم. فقط تو یکم به خودت سخت نگیر، باشه پیشی‌کوشولوم؟»

ا/ت: اونوقت تو برام میو میو میکنی؟(با خنده گفت 🤣💔)

باجی: عمرااااااااا🫤🫤

ا/ت: تلوخدا (با کیوتی اینو گفت)

باجی: شایددد

ا/ت: اصلا من قهلم 💢

باجی: باشه باشهه میو میو میکنم (با حرس لبخند گفت)


__________________________________________________________

خببببب نظرتونننن؟؟؟؟؟ 😝

خیلی وقته فن فیک ننوشتم اگه بد شده ببخشید 💔😔
دیدگاه ها (۵)

هعی

درخواستی بدیددد میخوام تک پارتی بنویسمممم از کارکترا:))) حوص...

دو پارتی از باجی

پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط