هِــی رفـیـق!

هِــی رفـیـق!
بُـــغـــض هـــایَـــم را مَــســخَــره نکـن!

بــه ســه نُـــقــطه هــای آخــــرِ حَــرف هــایَــم نخنــد!

تَـــمام زنــدگــیم نقــطه چــیــن اســت!

ایــن هــا تمـــام نوشــتــه های تـاریــکی ذهن و دنــیــای مَـــن اســت…

ایــنــجــا کـلــبـه ی وحـشت من است!

چرخ و فلک خاطره هاست

سکوت چشمها و سرسره ی بغض هاست…

در دنــیای تاریــک و سیاه مــن خــبری از گـل و درخت نـیـست!

روشــنـی نیست…

سـیاهـی مـطلـق است!

دوسـت خـوب مـن!

سکــوت کن و رد شــو!

چشمهایت را بـبنـد تـا تـــن لش زندگی مُــرده ام را نـبـیـنی!

گوشــهایــت را بگیر تا صــدای نــاله ها و ضجه زدن هایم را نشنوی!

در دنیای من؛ بی کسی دلتنـگـی و حـسـرت بـیـداد مـیکـنـد…!

اینجا من هستم و مَن و مَن!

اینجا به جـز مـــن و بُـــغــض هایم چیز دیـگـری
نخنــــــــــد
اَشــــک نَـــریـــز…
تَــــــرَحُـــــم نَــکــــن…

فقط رد شـــــــــــو.
دیدگاه ها (۱)

ﯾﻪ ﭘﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ،ﭘﺴﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﯾﻪ ﺳ...

دست بردار پطروسبگذار دنیا را آب ببرددر دنیایی که اقیانوس آرا...

ﺩﺭ ﺗﻨﻮﺭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦﺩﺭ ﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ ، ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ! ...ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣ...

آنقدر غرق در غروریم که حواسمان نیست بعضی حرفها چقدر میتوانند...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

خودِ ‌ها دیگر تصویرِ آشنایی از من ندارند؛ انگار غباری از سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط