بِــــسِلامَـتیِ

بِــــسِلامَـتیِ
نَبودَنَم
نَخَندیدَنَم
نَشکَستَنَم
بٌغـــــــْض نَکَردَنَم
راحـــَت خوابیــــــْــــدَنَم
تا عَبــْْْـــــــَــــــد ..
دیدگاه ها (۱)

سلام بچه ها راستش من خودم می دونم بود و نبودنم برای کسی مهم ...

درخواستیوقتی بیماری قلبی داری اون..Part:³ با چیزی که شنید‌ خ...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

p4 نامجون بدو بدو اومد جلوی سوآ وایستاد و بهش یک سیلی زد و گ...

𝖬𝗒 𝖯𝖺𝗋𝖺𝗆𝗈𝗎𝗉𝖯𝖺𝗋𝗍:②پدرِ ربکا با صدایی که از ته چاه میومد درخوا...

دختر کوچولوم

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.6کوک:وللش .....ا.ت:باید چیکار کنم؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط