یادمه ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﺭﺍﺵ فرستاﺩﻡ : ﺩﻟـﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮔـ

یادمه ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﺭﺍﺵ فرستاﺩﻡ : ﺩﻟـﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮔـ
ﺷـﺪﻩ
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ : ﻛﻤـﺘﺮ ﺑﻬﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﻦ ﺗـﺎ ﺩﻟﺘﻨـﮕﻢ ﻧﺸﻲ
ﺍﻭﻧـﺸﺐ ﺗﺎ ﺧﻮﺩ ﺻﺒــ ﮔﺮﻳﻪ ﻛـﺮﺩﻡ . . . .
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﻲ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻮﺩﻧﺵ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ . . .
ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺻﻼً ﻧﻔﻬﻤﻴﺪ ﺩﻟﺘﻨﮕﯾﻢ ﺩﺳـﺖ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯾﺲ ! ﻭﮔﺮﻧﻪ
ﺑﻪ ﺟـﺎﻱ ﻛﻤـﺘﺮ" ﻫﻴـﭽﻮﻗـﺖ" ﺑﻬـﺶ ﻓـﻜــ ﻧﻤﻴﻜﺮﺩﻡ
گذشــت...
کم کم تنهام گذاشت...
گفتم بی تو نمیتــونم و گفت:کار نشد نداره هستن کسایی که جام رو پُــر کنــن
زمان زیــادی گذشتـه است و افراد زیـادی آمـدند و چند سـوایی بودنـد و رفتنـد ...
اما همچنان اوست تنهـا فرد محـبوب زندگیـٓم...
نمیدانم کجـاست که بیاید و ببینـد که کار نشُـد داشت و نشُد که نشُد که نشُد ...
عادت عجیـبیست دیدن عکس هایت...
بغض کردنم...
ریختن اشک هایم...
خیس شدن عکست...
و شکستنم...
این ها فقط ذره ای از قبال نبودنی بود که به آسـانی انتخـابش کردی...
به خیال آنکـه فراموش میشوی...
کجایی که ببینی نشُد که نشُد که نشُد...
دیدگاه ها (۲۶)

منو بگو از تو چه عشقی ساختمدیره ولی خوب شد تورو شناختممنو بگ...

کسی اسم این مدل رو بلده

راه خودت را برو ، کاری به کار دلم نداشته باشبیش از این مرا خ...

تیک تاک تیک تاک...صدای ساعتی که هنگ کرده...گلویی که بغض کرده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط