● خاک نشین ره میخانه ام

● خاک نشین ره میخانه ام
● خانه خراب دل دیوانه ام

○ زان که به میخانه به جز یار نیست
○ کشمکش صفحه و زنار نیست

● هر چه در آنجاست بود در خروش
● جام می و می زده و می فروش

○ حسرت بگذشته و آینده نیست
○ جز به ره عشق کسی بنده نیست

● ای که به دام تو اسیرم ، اسیر
● لذت دیوانگی از من نگیر

○ بنده عشقم کن و نامم بده
○ خاک رهم ساز و مقامم بده
دیدگاه ها (۱)

سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادیکه روزی چشمهایم را،به ...

یک لحظه نخور «حسرت» آن را که نداریراضی به همین چند قلم «مال»...

تو مرا جان و جهانی ، چه کنم جان و جهان را تو مرا گنج روانی ...

شده ام عاشق تو، وای که حالا چه کنم؟مانده ام در طلبت غرق تمنا...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط