من ،

من ،
شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم
که بهانه ی نزدیکتر شدمان میشوند
و من روبروی تو
می توانم تمام شعرهای نگفته ی دنیا را
یکجا بگویم
بیا...
نزدیکتر بیا
شعری زیر گوشت زمزمه کنم
شاعرانه هایم می جوشد
واژه هایم را برایت دم میکنم
بیا یک فنجان عاشقانه بنوشیم...
دیدگاه ها (۳)

آخر پاییز شد و من مانده ام همان یک نفر

از یک جایی به بعدفقط به اشیاء عشق می ورزیلب های فنجانت را می...

🍚 یک تکه پنبه رادرآب برنج خیس کرده،از آن برای پاک کردن پوست ...

#بادیگارد_سرد_منپارت ²⁰ویو لارا_________فهمیدن خون با صدای گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط