CHERRY BLOSSOM
CHERRY BLOSSOM
Part 25
و بله درست فکر میکنین رز با بدن لخت پشتش به در بود و خم شده بود تا حوله اشو از توی کشو برداره اما با شنیدن صدای در برگشت و با دیدن اون دوتا پسر بهت زده بدنشو با دستش پوشید و شروع کرد به جیغ زدن
+برین بیرون عوضیای هول
حالا که هان و سونگمین به خودشون اومده بودن سریع رفتن بیرون و درو بستن اما هنوز اون طرف در رز داشت غر غر میکرد
£وای وای وای بدبخت شدیم
_چرا بدبخت شدیم؟
£رز کله امونو میکنه
_چرا باید کله امونو بکنه؟
£خنگ خدا ما همین چند لحظه پیش بدون در زدن رفتیم توی اتاقشو بدن لختشو دیدیم
_خب که چی؟تقصیر خودش بود که لخت وسط اتاق ایستاده بود
£خفه شو فقط ببند
(رز از اتاق اومد بیرون)
+یا شما دوتا
(نگاهشونو دادن به رز)
+برای چی اونجوری اومدین توی اتاق؟
_فکر کردیم برات اتفاقی افتاده
+بازم باید در میزدین هولای کثافت
_اگر ما در میزدیم قاتل نمیومد بگه بفرمایین تو دم در بده
+قاتل کجا بود؟ اصن شما اینجا چیکار میکنین؟
£بعد از اینکه خداحافظی کردی سونگمین بهت شک کرد و فکر کرد اتفاقی افتاده ماهم اومدیم
+چرا باید به حرف سونگمین گوش کنی؟
£خب اون یه مافیا عه
+منم یه قاتلم که میخوام سونگمین رو بکشم (رفت طرف سونگمین)
_ هی هی من که کاری نکردم (رفت پشت مبل)
+سریع بیا اینجا
_عشقم من تازه تیر خوردم تو که نمیخوای زخمم باز شه
+گفتم بیا اینجا
_هی تو(رو به هان) نمیخوای کمکم کنی؟
£اممم نه
همینجور که رز مشغول گرفتن سونگمین بود زنگ در به صدا در اومد که تمام توجه ها رفت سمت در خونه
_مهمون داری؟
+نه، حتما یکی از همسایه هاست بزار ببینم چخبره
رز رفت درو باز کرد که دید هیونجین جلوی دره
+مشکلی پیش اومده؟
هیونجین: اممم نه میخواستم برای جشن خونه نویی امشب دعوتت کنم
+آها اگر تونستم حتما میام
(هیونجین از پشت سر رز کفشای مردونه رو دید)
هیونجین: مثل اینکه مهمون داری
+مهمون نیست هان و یکی از دوستاشه
_عزیزم کیهههه؟(از توی پذیرایی)
هیونجین: مطمئنی دوست هانه؟
+(باخودش: لعنت بهت کیم سونگمین میمردی دو دقیقه خفه خون بگیری؟)
+اممممم اره مطمئنم
(سونگمین اومد دم در)
_شما کی باشی؟
+همسایه جدیده و الانم داشت میرفت (روبه هیونجین) مگه نه
هیونجین: حالا که فکر میکنم یکم بیشتر میمونم تا با دوست هان آشنا شم
+لازم نی....(سونگمین پرید وسط حرفش)
_دوست هان؟
ادامه دارد🍒......
شرایط: ۳۵ لایک و ۳۵ کامنت
Part 25
و بله درست فکر میکنین رز با بدن لخت پشتش به در بود و خم شده بود تا حوله اشو از توی کشو برداره اما با شنیدن صدای در برگشت و با دیدن اون دوتا پسر بهت زده بدنشو با دستش پوشید و شروع کرد به جیغ زدن
+برین بیرون عوضیای هول
حالا که هان و سونگمین به خودشون اومده بودن سریع رفتن بیرون و درو بستن اما هنوز اون طرف در رز داشت غر غر میکرد
£وای وای وای بدبخت شدیم
_چرا بدبخت شدیم؟
£رز کله امونو میکنه
_چرا باید کله امونو بکنه؟
£خنگ خدا ما همین چند لحظه پیش بدون در زدن رفتیم توی اتاقشو بدن لختشو دیدیم
_خب که چی؟تقصیر خودش بود که لخت وسط اتاق ایستاده بود
£خفه شو فقط ببند
(رز از اتاق اومد بیرون)
+یا شما دوتا
(نگاهشونو دادن به رز)
+برای چی اونجوری اومدین توی اتاق؟
_فکر کردیم برات اتفاقی افتاده
+بازم باید در میزدین هولای کثافت
_اگر ما در میزدیم قاتل نمیومد بگه بفرمایین تو دم در بده
+قاتل کجا بود؟ اصن شما اینجا چیکار میکنین؟
£بعد از اینکه خداحافظی کردی سونگمین بهت شک کرد و فکر کرد اتفاقی افتاده ماهم اومدیم
+چرا باید به حرف سونگمین گوش کنی؟
£خب اون یه مافیا عه
+منم یه قاتلم که میخوام سونگمین رو بکشم (رفت طرف سونگمین)
_ هی هی من که کاری نکردم (رفت پشت مبل)
+سریع بیا اینجا
_عشقم من تازه تیر خوردم تو که نمیخوای زخمم باز شه
+گفتم بیا اینجا
_هی تو(رو به هان) نمیخوای کمکم کنی؟
£اممم نه
همینجور که رز مشغول گرفتن سونگمین بود زنگ در به صدا در اومد که تمام توجه ها رفت سمت در خونه
_مهمون داری؟
+نه، حتما یکی از همسایه هاست بزار ببینم چخبره
رز رفت درو باز کرد که دید هیونجین جلوی دره
+مشکلی پیش اومده؟
هیونجین: اممم نه میخواستم برای جشن خونه نویی امشب دعوتت کنم
+آها اگر تونستم حتما میام
(هیونجین از پشت سر رز کفشای مردونه رو دید)
هیونجین: مثل اینکه مهمون داری
+مهمون نیست هان و یکی از دوستاشه
_عزیزم کیهههه؟(از توی پذیرایی)
هیونجین: مطمئنی دوست هانه؟
+(باخودش: لعنت بهت کیم سونگمین میمردی دو دقیقه خفه خون بگیری؟)
+اممممم اره مطمئنم
(سونگمین اومد دم در)
_شما کی باشی؟
+همسایه جدیده و الانم داشت میرفت (روبه هیونجین) مگه نه
هیونجین: حالا که فکر میکنم یکم بیشتر میمونم تا با دوست هان آشنا شم
+لازم نی....(سونگمین پرید وسط حرفش)
_دوست هان؟
ادامه دارد🍒......
شرایط: ۳۵ لایک و ۳۵ کامنت
- ۱۰.۷k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط