خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست

خانه ی قلبم خراب از یکّه تازی های توست
عشق بازی کن، که وقت عشق بازی های توست

چشم خون، حال پریشان، قلب غمگین، جان مست
کودکم! دستم پر از اسباب بازی های توست …

تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

قصّه ی شیرین نیفتاده است هرگز اتفاق
هر چه هست ای عشق از افسانه سازی های توست!

میهمان خسته ای داری در آغوشش بگیر
امشب ای آتش، شب مهمان نوازی های توست …
دیدگاه ها (۲)

ای چشم خمارین تو و افسانه نازتوی زلف کمندین من و شبهای درازت...

حرف دل……… قلمت را بردار بنویس از همه ی خوبیها زندگی، عشق، ا...

جریمه کرده ای مرا؟ بی تو نفس نمیکشم!تَرکه بزن!جریمه کُن! پ...

چقدر زیباست کسی رادوست بداریم نه برای نیاز.. نه از روی اجبار...

درست در همان لحظه‌ای که تمامِ جهان بر شانه‌هایت آوار می‌شود ...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط