#معرفی کتاب

#معرفی کتاب
بعضی از محله‌هایی را که مخصوصاً مورد هجوم بیماری واقع شده بود از سایر محله‌ها جدا کرده و جز به کسانی که کارهای ضروری دارند، به کسی اجازه نمی‌دادند از آنجا خارج شود...

ساکنین سایرِ محله‌های شهر خود را افرادی آزاد تصور می‌کردند، در عوض، این افراد آزاد در لحظات طاقت‌فرسای زندگی با این فکر که آزادی دیگران از آن‌ها کمتر است، تسکین پیدا می‌کردند.

جمله‌ی منحصر به فردی که در آن موقع تنها امید ممکن را در خود خلاصه می‌کرد، این بود: "همیشه زندانی‌تر از من هم وجود دارد."

📘 طاعون
✍ 🏻 #آلبر_کامو

📚
دیدگاه ها (۱)

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

🚨کودتاچیان استارت فتنه ی جدید را زدند، چرا قالیباف فریب کودت...

🔻یک قاب عکس از رودریگز (بخش اول)✍️سید محمدعماد اعرابی🔹️بگذار...

#تهرانمحله‌ای ۶۰ ساله از کیشا تا گیشا!‌در دهه‌ی ۴۰ در منطقه‌...

هجوم به خانه‌ی وحی به اعتراف ابن قتیبه دینوری عالم و مورخ عم...

⚫ 🌷 ⚫ 🌷 ⚫ 🌷 ⚫ 🌷 ⚫ 🌷 ⚫ 🌷 ⚫ 🌷 🌹 🕳 🌹 🕳 🌹 🕳 🌹 🕳 🌹 📚 📚 📚 📚 📚 📚 📚 ...

🐚 ❄ 🐚 ❄ 🐚 ❄ 🐚 ❄ 🐚 📚 🌙 *هر شب با کتاب*🌙 📚 *همواره لحظه ی ...

تو رئیس مملکتی و کسی حق ندارد به تو توهین کند ...توهین که جا...

کتاب بخونیم مستند ببینیم تا سوار جهلمون نشن

۶۷. ادعای میرزا حسینعلی نوری ۳👇 ✍ در مباحث قبل گذشت که میرزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط