تو نیستی

تو نیستی
غم از وجودم ریحان می چیند
و سکوت
روحم را به میهمانی شیطان می برد
خلوت راز
عبور لحظه ها را پنهان می کند
و یادت
ستاره ی شبها ی دلتنگی من است
تو نیستی
انتظار بر پیکرم تکیه زده
و عبور
شبهای سرد زمستان را ورق می زند
عطش عشق
گرمای اغوش تو را طلب میکند
و باران
خیسی جاده های سرد اندیشه را
هشتار می دهد
با تو عبور خواهم کرد
از جاده های سرده باران خورده
و در فردایی سبز
در انتظار امدنت ریحان می چینم
دیدگاه ها (۱)

من زنان زیادی را دیده امکه تک تک شان عاشق بوده انداما معشوقه...

جهنم آن خانه ایست که هیچ زنی در آن خانه نفس نمیکشد.

‏+ اولویت اول زندگیت چیه؟؟-🍁

چه خوب باشد نوشتن“دوستت دارم”با دستی که می دانی یک روزبا اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط