تو نیستی

تو نیستی
غم از وجودم ریحان می چیند
و سکوت
روحم را به میهمانی شیطان می برد
خلوت راز
عبور لحظه ها را پنهان می کند
و یادت
ستاره ی شبها ی دلتنگی من است
تو نیستی
انتظار بر پیکرم تکیه زده
و عبور
شبهای سرد زمستان را ورق می زند
عطش عشق
گرمای اغوش تو را طلب میکند
و باران
خیسی جاده های سرد اندیشه را
هشتار می دهد
با تو عبور خواهم کرد
از جاده های سرده باران خورده
و در فردایی سبز
در انتظار امدنت ریحان می چینم
دیدگاه ها (۱)

جاده بی راهه

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

p1

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

سناریو: باجی کیسوکه و ا/ت

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

### پارت ۶: سایه‌هایِ تردید و وزنِ قدرت (آزمونِ اعتماد)دو رو...

🦢 پارت هفدهم | نزدیک‌تر از همیشهروزها آرام‌تر شده بود، اما ر...

پارت ۱۸:خب فکر کنم عاشقت شدم Will i fill i love you

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط