p 2
پرش به عمارت
کوک: من اومدم ببینید چی آوردم
ته: اوووو این همون پری با اون نژاد نیست
کوک: دقیقا این تبدیل به پری شد بعد فهمیدم نژادش چیه
شوگا: خوبه دیگه گشنه نمی مونیم
نامی: بچه ها بس کنید اون انسان بوده نباید اذیتش کنیم گناه داره
جیمین: اه نامجون خیلی دل رحمی
جیهوپ: راست میگه
جین: ای بابا گمشید بزارید بخابم
شوگا: کوک همه پری ها رو ول کن این فقط باشه
کوک: نظر خوبیه آهای هرزه ها همه گمشن بیرون
ویو کوک
اون پری رو انداختم توی انباری که گرگ تپوشه که اگه بیدار شد بهش حمله کن
۲ساعت بعد
ته: کوک اون بیدارنشد من خیلی گشنمه
کوک: برو ببین
ویو ته
رفتم دیدم بیدار شده و یه گوشه نشسته
ته: پری کوچولوی ما بیدار شده( ترسناک)
ات: و ولم ک کنید ن نیا ج جلو
ته: هه پری با همچین نژادیو مگه میشه ول کرد
ات: من پری نیستم
ته: طلسم رو اشتباه نخوندی درست بود ولی اون برگه ای که روش خون ریختی طلسم پریان بود
ات: گفتم نیا جلو ( از قدرتش استفاده میکنه)
ته: برق روی خون آشاما تاثیر نداره( خنده)
ویو راوی: تهیونگ به دختر نزدیکه میشود و با اپ بازه میکند و نا گهان دندون هایش را در گردن ات فرو میکند
ات: آییییییی ولم کن خ وهاش می کنم
ته: ..............،
۵مین بعد
ات: ایییییی اخ( گریع)
ته: کوچولو گریه نکن من هنوز کارم باهات تموم نشده
ات: ن نه
ته: بلند شو
ویو ته
رفتیم بیرون تلو تلو میخپرد وقتی رسیدیم به پله ها مث اینکه سرش گیج رفت هه اومدم بگیرمش که دیدم کوک براید بغلش کرد
کوک: خونش خوشمزه بود
ته: خیلی
جیمین: من چی پس
شدگا: ببندین دهنتون رو بزارید وایی بچه ها یه پری دیگه پیدا کردم
جین: واقعا
شدگا: اوم
نامی: بچه ها می هییییی تهیونگ چیکار کردی باهاش ببریذش توی اتاق تهیونگ کوک
ته: ای بااب انقدر دل رحم نباش نامی
جیهوپ: مث تو مردمو به کشتن بده خوبه
توی اتاق ته ته
نامی: ای خدا مطمئن نیستم بهوش بیاد باید توی اتاق یکی از ماها بمونه
کوک: اوک همینجا میمونه انقدر هم مهم نیست بریم بیرون
پرش به شب
همه: شب بخیرررررر
ته: اخیش بلخره می این تو اتاق من چیکار میکنه هه
ویو ته
رفتم کنارش دراز کشید و بهش نگاه کردم اون خیلی زیبا بود و بامزه هر انسانی ببینتش عاشقش میشه
چشمام سنگین شد که دیدم یه جسم کوچیک از رو تخت پایین اومده و میخواد بره دستشو کشبدم انداختم رو تخت و روش خیمه زدم قبل این که دستاشو تکون بده و جیغ بزنه دستاشو قفل کردم پ لبامو گذاشتم رو لباش
وای طعمش خیلی خیلی خوبه
ته: همه جات خوشمزس
نامی : اینجا چخبره تهیونگ ولش ک
ته: اههه این توی اتاق من بود اصلا ببرینش پیش جونگکوک
ات توی دلش: پس این تهیونگه و اون نامجون ولی جونگکوک کیه؟؟
بنظزتون چی میشه؟؟
یه بنده خدایی خودشو جر داد وگر نه نمیزاشتم🤣🍷💜
کوک: من اومدم ببینید چی آوردم
ته: اوووو این همون پری با اون نژاد نیست
کوک: دقیقا این تبدیل به پری شد بعد فهمیدم نژادش چیه
شوگا: خوبه دیگه گشنه نمی مونیم
نامی: بچه ها بس کنید اون انسان بوده نباید اذیتش کنیم گناه داره
جیمین: اه نامجون خیلی دل رحمی
جیهوپ: راست میگه
جین: ای بابا گمشید بزارید بخابم
شوگا: کوک همه پری ها رو ول کن این فقط باشه
کوک: نظر خوبیه آهای هرزه ها همه گمشن بیرون
ویو کوک
اون پری رو انداختم توی انباری که گرگ تپوشه که اگه بیدار شد بهش حمله کن
۲ساعت بعد
ته: کوک اون بیدارنشد من خیلی گشنمه
کوک: برو ببین
ویو ته
رفتم دیدم بیدار شده و یه گوشه نشسته
ته: پری کوچولوی ما بیدار شده( ترسناک)
ات: و ولم ک کنید ن نیا ج جلو
ته: هه پری با همچین نژادیو مگه میشه ول کرد
ات: من پری نیستم
ته: طلسم رو اشتباه نخوندی درست بود ولی اون برگه ای که روش خون ریختی طلسم پریان بود
ات: گفتم نیا جلو ( از قدرتش استفاده میکنه)
ته: برق روی خون آشاما تاثیر نداره( خنده)
ویو راوی: تهیونگ به دختر نزدیکه میشود و با اپ بازه میکند و نا گهان دندون هایش را در گردن ات فرو میکند
ات: آییییییی ولم کن خ وهاش می کنم
ته: ..............،
۵مین بعد
ات: ایییییی اخ( گریع)
ته: کوچولو گریه نکن من هنوز کارم باهات تموم نشده
ات: ن نه
ته: بلند شو
ویو ته
رفتیم بیرون تلو تلو میخپرد وقتی رسیدیم به پله ها مث اینکه سرش گیج رفت هه اومدم بگیرمش که دیدم کوک براید بغلش کرد
کوک: خونش خوشمزه بود
ته: خیلی
جیمین: من چی پس
شدگا: ببندین دهنتون رو بزارید وایی بچه ها یه پری دیگه پیدا کردم
جین: واقعا
شدگا: اوم
نامی: بچه ها می هییییی تهیونگ چیکار کردی باهاش ببریذش توی اتاق تهیونگ کوک
ته: ای بااب انقدر دل رحم نباش نامی
جیهوپ: مث تو مردمو به کشتن بده خوبه
توی اتاق ته ته
نامی: ای خدا مطمئن نیستم بهوش بیاد باید توی اتاق یکی از ماها بمونه
کوک: اوک همینجا میمونه انقدر هم مهم نیست بریم بیرون
پرش به شب
همه: شب بخیرررررر
ته: اخیش بلخره می این تو اتاق من چیکار میکنه هه
ویو ته
رفتم کنارش دراز کشید و بهش نگاه کردم اون خیلی زیبا بود و بامزه هر انسانی ببینتش عاشقش میشه
چشمام سنگین شد که دیدم یه جسم کوچیک از رو تخت پایین اومده و میخواد بره دستشو کشبدم انداختم رو تخت و روش خیمه زدم قبل این که دستاشو تکون بده و جیغ بزنه دستاشو قفل کردم پ لبامو گذاشتم رو لباش
وای طعمش خیلی خیلی خوبه
ته: همه جات خوشمزس
نامی : اینجا چخبره تهیونگ ولش ک
ته: اههه این توی اتاق من بود اصلا ببرینش پیش جونگکوک
ات توی دلش: پس این تهیونگه و اون نامجون ولی جونگکوک کیه؟؟
بنظزتون چی میشه؟؟
یه بنده خدایی خودشو جر داد وگر نه نمیزاشتم🤣🍷💜
- ۶۷۴
- ۲۲ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط