نازنیـن! چشم تـمـنـاے مرا یادت هست؟

نازنیـن! چشم تـمـنـاے مرا یادت هست؟
روز تشییع دلـم'' حال وهوا'' یادت هست؟

بـُهــت چشمـان مـن آن روز'' تمــاشـایـے بـود
تـو که میرفتے و مـن مانده به جا'' یادت هست؟

بـدتـرین حادثه ے قـرن ِ دلم'' رفـتـن توست
تـو که تاریـخ همـیــن واقعه را'' یادت هست؟

بعد تـو'' چهره ے مـن'' آگهے ترحیم است
بعد تـو مرده ام... اما'' تـو کجا یادت هست؟

روح آواره ے مـن'' در به در خاطره هـاست
راستے ذره اے ازخاطره هـا'' یادت هست؟

روزگارے است که مـن رفتــه ام از یاد خودم
تـو بـگـو هیچ مـرا، اسـم مـرا'' یـادت هسـت؟

رفـتـه بودے که بیایـے، نـکـند'' یادت رفت؟
حاضـرم شرط ببنـدم بـه خدا'' یادت نی
دیدگاه ها (۲)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

#کپشن

وقتی که دیگه برات مهم نیستم

I'm not jealous part 59با بغض لب زد _این حرف آخرته؟لعنتی کاش...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

My lovely neighbor part : 72

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

Twenty one

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط