آرزو می کردم

آرزو می کردم
تو را در روزگار دیگری می دیدم
روزگاری که گنجشکان حاکم بودند
آهوان، پلیکان ها یا پریان دریایی
نقاشان، موسیقی دان‌ها، شاعران،
عاشقان، کودکان و یا دیوانه ها
آرزو می کردم
که تو از آنِ من بودی
در روزگاری که بر گل ستم نبود
بر شعر، بر نِی و بر لطافت زنان.
اما
افسوس دیر رسیده ایم
ما گل عشق را می کاویم
در روزگاری
که عشق را نمی شناسد....⚘
دیدگاه ها (۰)

آرزو می کردم تو را در روزگار دیگری می دیدم روزگاری که گنجشکا...

آرزو می کردمتو رادر روزگاری دیگر می دیدمدر روزگاری که گنجشکا...

آرزو می کردمتو رادر روزگاری دیگر می دیدمدر روزگاری که گنجشکا...

آرزو می کردم که دوستت می داشتمدر روزگاری کهشمع حاکم بود و هی...

💭بانوی من! آرزو دارمدر روزگاری دیگری دوستت میداشتم.روزگاری م...

.آرزو می کردم که تو از آنِ من بودیدر روزگاری که بر گل ستم نب...

.آرزو می کردمکه تو از آنِ من بودیدر روزگاری که بر گل ستم نبو...

تو را در روزگاری دوست دارم ،که عشق را نمی‌ شناسند ...!آرزو م...

☕️#باهم_گوش_کنیم تو را در روزگاری دوست دارم ،که عشق را نمی‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط