گفت وقتی شرم داشته باشی از امیدوار زیستن، بدان که منتهای

گفت وقتی شرم داشته باشی از امیدوار زیستن، بدان که منتهای ‌تجربه‌ات از تلخی را داری زندگی می‌کنی. هرچه‌قدر هم که امید را بقچه‌پیچ کرده باشی که دست حقیقت بهش نرسد، شره می‌کند رنج، خیس می‌کند بقچه را و امیدت آب می‌رود و کوچک می‌شود و دیگر یک روز به تنت اندازه نمی‌شود دیگر. گفت توی تمام جنگ‌هایی که هر روز راه می‌افتد و هرشب لختی می‌آرامد و باز ادامه می‌یابد، انگار فقط خورشید است که تاریکی را می‌شکند هر صبح و خسته نمی‌شود هیچ از دوباره شب شدن. از شکستن. گفتم چاره‌ای هم دارد؟ گفت شاید هم چاره ندارد. و خوبی‌ش این است که ما هم چاره نداریم. بعد شعر صائب را خواند و رفت:
هزار قاصد اگر ناامید برگردد
تردد دل امیدوار، کم نشود.
دیدگاه ها (۲)

گفت وقتی شرم داشته باشی از امیدوار زیستن، بدان که منتهای ‌تج...

*Arvij*. ♡ܣܩیܢܚ݅ܘ ܢܚܢ̣ܝ̇‌ ܢ̣ߊ طܝ‌ߊ‌وࡅ߳ߺߺܙ ܢܚ݅ߊ‌ܥ‌‌ߊ‌ܥ̣ߺ♡

🍃🌺نگرانی چیزی را حل نمی کند ناامید بودن توجه خداوند را جلب ن...

دلنوشته!

فحاشی به دختر شهید مدافع حرم

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :چرا آدمی، به خداوند متع...

فال حافظ روزانه پنجشنبه 9 اردیبهشت 1400 فال حافظ امروز متولدین‌ #مهر : خیز و در کاسه زر آب طربناک ا

فال روز متولدین مهر:شما تخیلات زیبا و قشنگی را برای ﺁینده تا...

همه پستانداران قادرند که وزن بدنشان را کنترل کنند حتی زمانی ...

در زمان کریمخان زند مرد سیه چرده و قوی هیکلی در شیراز زندگی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط