یادم نمیره

یادم نمیره
بوی عطری که واسم خریدی اون روز برفی
ب جز اسم* تو*
روی لبهای من این روزا نبود دیگه حرفی
یادم اون روز دستاتو اروم گذاشتی توی دستای من
گفتی بهترین روزای زندگیم
یعنی روزای با تو بودن
سوز برف دستمو میلرزوند اما گرم گرم بود دلم من
اون روز هیچ کسی تو خیابون نبود ب جز قلب من و تو
یادمه اون روز ازم پرسیدی
تا کی عاشقم میمونی
منم میگفتم《همیشه عاشقم》
خودت این و میدونی

اون روزا زود گذشت حالا بین ما فاصله زیاده میخوام بدونم
کیه که قلبش و ب قلب تو داده":( ♥
دیدگاه ها (۸)

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

کپشنننننن😈🎀عروسک من😈🔞پارت چهل و دو ملافه رو چنگی زدم عوضی پا...

شب التیام.

سانزو آروم رد خون رو دنبال کرد تا رسید به بدن پاره پاره شده....

#تکپارتیموضوع:(وقتی تولدشه)ممنون که بدنیا اومدی و شدی زندگی ...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 27+مطمئن باش عوضیایی...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت اول: سایه‌ی یک کابوسیک سال پیش…اون...

#تکپارتیموضوع:(وقتی سه، چهار ماه از رابطه مون میگذره ولی ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط