رمان رز صورتی p4

رمان رز صورتی p4

آنیا بعد تمرین نشست پیش آب سرد کن که دامیان اومد

دامیان: اویی کله صورتی

آنیا: منظورت پسر دوم آنیاس؟

دامیان: آره

آنیا : اسم آنیا کله صورتی نیس

دامیان: اونو بیخیال ، زنگ بعد طبقه ی سوم اتاق متروکه ی سمت راست منتظرتم

ذهن آنیا: یعنی بالاخره آنیا با. پسر دوم دوس میشه؟ بابای آنیا برنده میشه؟ آنیا خوشحاله

زنگ بعد دامیان منتظر آنیاس

دامیان: این کله صورتی کجاست؟

همون لحظه آنیا اومد

آنیا : آنیا اومد

دامیان : بالاخره

دامیا نگاه کرد به آنی و گفت

دامیان : این یه اخطاره

و بعد آنیا رو میچسبونه به دیوار و دستاشو میزاره دور و بر آنیا و میگه:........

ببخشید جای حساسی تمام شد الان پارت ۵ رو مینویسم🤭
دیدگاه ها (۰)

رمان رز صورتی p5دامیان:میدونی من یه دزموندم دیگه؟آنیا: ا...

رمان رز صورتی p6وقتی آنیا با اون فیس وارد شد منظورم این ف...

رمان رز صورتی p3در حال تمرین:دامیان:خوبه مکس ، آفرین بک...

رمان رز صورتی p2همون لحظه سرو کله ی دامیان پیدا شددامی...

عشق سبز و صورتی

#حسم_به_توp2:انیا: آره راست میگی اینم نخشه خوبی نیست. شاید ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط