روز آخر شده و حال عجیبی دارم

روز آخر شده و حال عجیبی دارم
روی لب ذکر دعاهای یجیبی دارم

سفره ی مغفرتش زود به اتمام رسید
سه دهه این دل من پای مناجات دوید

سه دهه رنگ خدا، رنگ ولایت دیدم
هرشب از داغ حسین بن علی رنجیدم

دهه ی اول آن یاد محرم بودیم
هر شبش یاد شبی از دهه ی غم بودیم

دهه ی دوم این ماه جلی شد دلمان
راهی جشن حسن جان نبی شد دلمان

سه شب قدر گذشت و بگرفتیم جلا
کاش امضا شده باشد سفر کرب وبلا

نام حیدر که شنیدیم چنان در و صدف
پر کشیدیم همه تا سر ایوان نجف

ای خدا عیدی مان را بنویسید حرم
روزی سینه زنان را بنویسید حرم

روزی اشک محرم بنویسید مرا
دل لبریز ز ماتم بنویسید مرا
دیدگاه ها (۶)

🧁 پارت پانزدهم | سفری برای رساندن امیدصبح زود، حیاط مؤسسه‌ی ...

روز آخر شده و حال عجیبی دارمروی لب ذکر دعاهای یجیبی دارمسفره...

روز آخر شده و حال عجیبی دارمروی لب ذکر دعاهای یجیبی دارمسفره...

روز آخر شده و حال عجیبی دارمروی لب ذکر دعاهای یجیبی دارمسفره...

💌روز هشتم غزلی عشق مرا می چیندسفره را گوشه ی ایوان طلا می چی...

روزی یاد می گیریم از یک "دوستت دارمِ" ساده برای دلمان یک خیا...

روزی یاد می گیریم از یک "دوستت دارمِ" ساده برای دلمان یک خیا...

روز هشتم غزلی عشق مرا می چیندسفره را گوشه ی ایوان طلا می چین...

#امام_حسین_شب_چهارم #ضرورت_درک_محرمدر دهه اول محرم هستیم چند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط