«من میتونم تموم شبانه روز بهت فکر کنم ولی وقتی دیدمت بهت

«من میتونم تموم شبانه روز بهت فکر کنم ولی وقتی دیدمت بهت نگاه هم نکنم. میتونم عکساتو نگاه کنم ولی پیام ندم. میتونم تو خونه از دلتنگی جون بدم اما باهات بیرون نیام. من میتونم از حسادت بمیرم اما با اونی که کنارته بلند بلند بخندم و نشون بدم بیتفاوتم. من حتی از اون چیزی هم که الان فکر کردی ترسناک ترم.. منو از چیزی نترسون!»
دیدگاه ها (۰)

رها❤ تو پناهگاه منیمیتونم روت حساب کنم و وقتی سرمو میذارم رو...

عاشقتم ملیکام بی نهایت تا ابد

🎭 آخرین نقشپارت دوازدهمدو هفته از آخرین صحبت جدی لیانا و تهی...

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۳(last part)_هعی+چی شده؟_میچا......

Do I love him, or do I hate him?P:¹³وقت رفتن بود واسه آخرین ...

جونگ کوکا واقعا ۲۹ سالت شد ؟ تو هنوز برای آرمی ها و اعضا همو...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

Forbidden Weaknessضعف ممنوعهفصل دومp.18 (روایت از زبان جونگ ...

رمان خبر ممنوعه پارت چهارم ۴

پشت نگاه سردت....17ویو تهیونگبعد چند ساعت مهمونی، بالاخره او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط