مگه من چی خواستم

مگه من چی خواستم؟




ویو آدا:

با این قرص دهمین مسکنیه که میخورم تام اصلا جواب نمیده پریود شدم سرمم بدجوری درد می‌کنه دارم از گرسنگی تلف میشم تقریبا دو روزه که غذا نخوردم اصلا حال غذا درست کردن ندارم بدنم خیلی درد می‌کنه میخواستم برم به داداش بگم اما میترسم این چند روز خیلی باهام سرده نمی‌دونم چیکار کردم اما واقعا ازش میترسم نمیتونم برم پیشش اما از یه طرفم حالم خیلی بده دارم میمیرم هوف چاره ای ندارم باید برم آروم از رخت خواب بیرون اومدم در اتاقو باز کردم رفتم تو حال داداش پای لب تابش نشسته بود رفتم نزدیکش و آروم صداش زدم



ویو شوگا:


این چند روز سرم به خاطر کمپانی خیلی شلوغه و اصلا حوله و اعصاب هیچی رو ندارم داشتم رو پروژه ای جدیدمون کار میکردم که دیدم آدا داره صدام میزنه چند بار صدا زد جواب ندادم این بار یه کمی بلند تر از دفعات قبلی گفت تا بشنوم اعصابم بهم ریخت و سرش داد زدم
(آدا فوبیا ی صدای بلند داره و وقتی کسی سرش داد بزنه دست و پاش می‌لرزه)
-ها چته چی میخوای (عربده)
&چیزه..... دا...دا..ش م...من هیچی ولش کن (به شدت ترسیده و خواست بره که شوگا محکم دستشو گرفت)
-چته چیکارم داری پس چرا نمیگی(داد)
&(دستاش توی دستای شوگا شروع می‌کنه به لرزش وحشتناک)من میخواستم بگم گشنمه و حالم زیاد خوب نیست اگه میشه شما غذارو آماده کنید که پشیمون شدم (میخواست بره که با دادی که شوگا سرش زد سر جایش خشک شد)
-دختره ی عوضی از صبح سرم تو این لبتاب کوفتیه یه دونه غذارو نمیتونی درست کنی بی عرضه (عربده ی خیلی خیلی بلند )
&(در حالی که تمام بدنش داشت می‌لرزید با یه لحن ترسیده گفت ) معذرت می‌خوام داداش حق با شماست من امروز حالم خوب نبود اما نباید اینو میگفتم خیلی عذر میخوام (دستشو از دست شوگا آزاد کرد و سریع به سمت اتاقش دوید)
ویو شوگا:

وا این چرا اینطوری کرد نکنه من تند رفتم نه بابا مگه چی گفتم اون خیلی حساس شده اصلا بره گمشه بالا تو این همه گرفتاری حوصله ی اونو ندارم دیگه الآنم اگه واقعا گشنش باشه میاد پایین پس بیخیال شم به کارم برسم به کمش مونده بعدش کلا تموم میشه و یه ماه مرخصی داریم مونده اما اینجا کمرم درد گرفت بهتره برم تو اتاقم



ویو آدا:


رفتم تو اتاقم درو بستم نشستم پشت در و تا میتونستم گریه کردن بدنم داشت می‌لرزید دردم داشتم نمیدونستم چیکار کنم خیلی گرسنم بود مجبور شدم برم پایین آروم رفتم تو حال دیدم داداش نیست یه نفس راحتی کشیدم و رفتم پشت کار و شروع کردم به آشپزی دستام میلرزیدن سعی میکردم کنترلش کنم اما نمیشد اصلا یه لحظه نفهمیدم چیشد چشمام سیاهی رفت و دستام بدجوری لرزیدن که خیلی خیلی بد زدم دستمو سوزوندم میخواستم جیغ بزنم اما دستمو گذاشتم رو دهنم و دستمو گرفتم زیر شیر آب خیلی بد سوخته بود


ویو شوگا:


آهان بلاخره تموم شد خسته شده بودم اما ارزششو داشت رفتم پایین یه کم آب بخورم خستگیم در بره که دیدم آدا دستشو گذاشته جلو دهنش و یه دستشو گرفته زبر شیر آب و چشماشم اشکیه به دستش نگاه کردم دیدم قرمز قرمزه وای دستشو سوزنده پوست اون خیلی حساسه یه کم حرارت بگیره تاول میزنه دویدم سمتش
- ای وای آدا چیشد ببینم دستتو(میخواست دستشو بگیره)
& (دستشو کشید عقب و شیر و بست و چند قدمی رفت عقب اما هنوزم دستش رو دهنش بود)
-چرا اینطوری می‌کنی آدا الان خفه میشی دستتو بردار از جلو دهنت(می‌ره جلوش و دستشو از جلو دهنش بر میداره)
&(داشت جیغش در میومد که دوباره دستشو محکم گذاشت رو دهنش)
-خوشگلم تو چرا اینطوری می‌کنی می‌دونم درد داری نمی‌خواد اینکارو کنی بیا بشین اینجا هر چقدر میخوای گریه کن جیغ بزن وگرنه حالت بد میشه ها)
&(آروم دستشو برمیداره و یه کوچولو هق هق می‌کنه بعد سریع خودشو جمع و جور می‌کنه) چیزیم نیست خوبم
-یعنی چی خوبم دستت سوخته باید بریم بیمارستان
&نیازی نیست (ترسیده)
-تو از چی ترسیدی آدا
&هیچی(سرد و دلخور و میخواست بره که شوگا نزاشت)
- آدا دستت سوخته باید به چیزی بزنی وگرنه بدتر میشه
&بعدا میام یخ میزارم(سر میگه و هنوزم پشتش به شوگاست)
-بعدا چرا اصلا تو چته ببینمت(برش میگردونه سمت خودش)
&(سرشو میندازه پایین چون نمی‌خواد چشمای اشکیش رو ببینه)
-تو چشمام نگاه کن
&(هنوزم سرس پایینه)
-گفتم تو چشمام نگاه کن(بلند)
&(ترسیده سرس رو بلند می‌کنه و تو چشماش نگاه می‌کنه)
-تو حالت خوبه چشمات چرا اینقدر قرمزه آدا چیشده
&هیچی نشده(می‌ره از فریزر یخ برداره که قدش نمی‌رسه)
-وایسا بهت بدم(یخو برداشت و میخواست بزاره رو دستش)
&خودم انجامش میدم(یهو از دستش گرفت و محکم فشار داد رو دستش که یه آیی بلندی گفت)


✨همش یه جا جا نشد بقیش پست بعده✨
دیدگاه ها (۰)

🫶ادامه ی پارت قبل🫶-چیکار می‌کنی اونطوری نه(یهو از دستاش گرفت...

مگه من چی خواستم؟{طابع قوانین ویسگون}&دستتون درد نکنه داداش ...

🦋معرفی فیک جدید 🦋🎸اسم=مگه من چی خواستم🎸🎻شخصیت ها= یونگی ــــ...

تب؟{طابع قوانین ویسگون}&بشینید براتون قهوه بیارمکوک. آیی دست...

P12🧸{طابع قوانین ویسگون}-عشق داداش دستت خوب شد&اله -(دستشو آ...

خط قرمز ؟-با اون حرفا خون جلو چشمم رو گرفت رفتم تو و پسره رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط