چشم خود بستم که دیگر

چشمِ خود بستم که دیگر
چشمِ مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد:
دیوانه! من مى‌بینمش...
دیدگاه ها (۰)

بی‌خوابی ما را بوسیدنِ چشمانِ تو داروست...

عالم همچون شب و تو همچو ماه…

نقشِ او در چشمِ ما هر روز خوشتر می‌ شود...

چه+خوش+باشد+که+ما+در+گوشه‌ای+باشیم+و+او+با+ما...

چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرمدل داد زد دیوانه من میبین...

زندگی خلاصه ایست از:ناخواسته به دنیا امدن، ناگهان بزرگ شدنمخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط