پارت پنجاه و پنجم part

پارت پنجاه و پنجم / part55
شوگا :
_اون...دختره..باید بریم بیمارستان !!
جیهوپ :
_میدونین‌کدوم‌بیمارستانه؟؟
شوگا :
_تهیونگ .. مطمئنم با یه شماره بهم زنگ.. اره پیداش کردم
تهیونگ :
مردمک چشمام به دنبال دستبند توی دستاش بود.
توی دست راستش بود
با زنگ زدن گوشیم به خودم اومدم
_الو؟..چی؟ آدرس؟ برات پیام میدم
جونگ‌کوک :
_دلم برات.. تنگ شده بود... کوچولوی من
تهیونگ :
_منم همین‌طور..عزیزم !!
لبخندی زد و گفت :
_عزیزم؟ تابحال اینجوری صدام نکرده بودی
و کت شو روی مبل انداخت و به سمت آشپزخونه اومد
تهیونگ :
_می‌خواین صدا نکنم؟ ببخشید
قهوه ای برای خودش ریخت
و با صدای خماری گفت
_نه مشکلی نیست
تهیونگ : همچنان به دستبندش نگاه میکردم
_چه..دستبند قشنگی !!
قهوه رو تو یک ثانیه سر کشید ،، با صورت مچاله اش گفت
_ممنون..فقط میدونم برای مادرم بوده
تهیونگ :
_میتونم یه سوال بپرسم ؟
جونگ‌کوک :
_بپرس
تهیونگ : پشتش به من و مشغول کار بود
_خب..اون..شبی که قتل رخ داد
زیر لب چیزی گفت که ادامه دادم
_کجا بودین؟
جونگ‌کوک :
_کدوم..قتل؟
تهیونگ :
_اتاق
جونگ‌کوک :
_خواب بودم
تهیونگ :
_پس..پس چرا به شما اسیبی نرسوند!؟
جونگ‌کوک :
_منظورت از این حرفا چیه...تهیونگ؟
تهیونگ :
_می‌خوام...شاید...به هیچکس نمیتونم اعتماد کنم
جونگ‌کوک :
_تو میگی من قاتلم؟
تهیونگ : از جام بلند شدم
_ممکنه
همونطور پشتش به من بود و ایستاده بود بعد از چند ثانیه ای برگشت و بهم خیره شد
جونگ‌کوک : اون فکر می‌کرد قاتل واقعی منم ،، اما کسی بودم که از چیزی خبر نداشت

_تو واقعا اینطور فکر میکنی تهیونگ؟
تهیونگ : نزدیکش رفتم و عکسارو نشونش دادم
_این دستبند ..!
بغضمو قورت دادمو و آروم گفتم
_به من بگو جونگ‌کوک..همچیو بگو..
جونگ‌کوک :
_من..قاتل نیستم این.. عکس من نیستم چرا..متوجه نیستی
تهیونگ : قطره اشکی از چشمام جاری شد اما شوگا اینو نمیگفت باید چیکار میکردم؟ تحت فشار میذاشتمش؟
_بگو..جونگ‌کوک‌بگو..قاتل تویی؟ خواهش می‌کنم..بگو..بگ
سرمای چیزی رو روی سرم حس کردم ،، بهش خیره شدم چشمانش خیس و صورتش از عصبانیت کمی سرخ بود ..
چیزی که روی سرم قرار داشت اسلحه‌ش بود
(پارت بعدی امار 344 لایکا و کامنت بالای چهل )
#BTS #Army #Taehyung #V #Jungkook #Jimin #J_hope #Jhope #RM #Jin #Suga #Ho_seok
#بی_تی_اس #آرمی #تهیونگ #وی #کیم_تهیونگ #جونگ_کوک #کوک #کوکی #جئون_جونگ_کوک #رمان #جیمین #موچی #پارک_جیمین #یونگی #شوگا #گربه #پیشی #مین_یونگی #جیهوپ #جانگ_هوسوک #هوسوک #آر_ام #نامجون #کیم_نامجون #جین #کیم_سوک_جین #گی #مافیا #بلک_پینک #لیسا #جنی #رزی #جیسو #تهکوک #ویکوک #فیک #نامجین #یونمین
دیدگاه ها (۴۰)

پارت پنجاه و ششم / part56تهیونگ : با دیدن اسلحه دستامو به نش...

پارت پنجاه و هفتم / part57جونگ‌کوک : نگاهی به اسلحه ام انداخ...

پارت پنجاه و چهارم / part54چشمام گرد شد گوشیمو تو جیبم گذاشت...

پارت پنجاه و سوم / part53نامجون : ما میریم .. تهیونگ : _او.....

هفت مافیای سرد پارت ۱۸ ویو آرنیکا :با برخورد نور خورشید به چ...

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

شب تولدم پارت 410 مین بعد رسیدیم عمارت جونگ کوک در رو برام ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط