‌تا قبل از

‌تا قبل از
در آغوش گرفتنش
گمان می‌کردم
زندگی فقط
زنده بودن است...

👤 سیدعلی صالحی
دیدگاه ها (۱)

من بعد از تو با این مسئله که دیگر کسی را دوست نداشته باشم ، ...

می گذارمَت روی چشمانم...و این شهر را با تو قدم می زنم ...مجب...

تورگوت اویار :ای ظریف ترین دردکه بر سمت چپ سینه ام نشسته ایا...

آهی که می سوزاند گلو رافریاد دل استما داد نزدیم تانرنجد درد...

چهل روز گذشت...۱۴۰۵/۰۱/۱۸من گمان می کردم رفتنش ممکن نیست رفت...

وطن با حضور نوابغ زندگی می کند و با خون شهدا زنده می ماند!❤️...

خواسته ی زیادی نیست فقط می خواهم در سرزمین خودم زندگی کنم نه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط