part 2

part 2
ویو نویسنده:
هانا به کمک ا.ت وسایلاش رو جمع و جور کرد و چمدونش رو بست و آماده شد تا برن خونه ا.ت تا اون هم چمدونش رو آماده کنه که ساعت ۶ برن فرودگاه
ویو هانا:
خب جیگر مرسی بابت کمکی که کردی( بوسش میکنه)
ا.ت: خواهش میکنم ولی دیگه از این تف مالی ها نکن منو( هلش میده)
هانا: ای دیوث دارم محبتت میکنم منو هل میدی( میزنتش)
ا.ت: واااا حالا پرا میزنیییی
هانا: چون بزرگترم، حالا هم اون دهن مبارکت رو ببند و پاشو بریم خونت توهم وسایلت رو جمع کنی که باید بریم خیلی دیره
ا.ت: خیله خب بابا خانوم بزرگ
هانا: میخوای دوباره بزنمت( تهدید)
ا.ت:(دستش رو به نشونه تسلیم میبره بالا) نه نه ممنون
هانا:( میخنده) دیوونه
ویو نویسنده:
هانا به سمت اتاقش رفت و لباسش رو پوشید و به سمت ا.ت رفت
ویو هانا:
هانا: بلندشو بریم خونت پاشو ماشو
ا.ت: اوکی بریم
ویو نویسنده:
۱۰ دقیقه تا خونه ا.ت راه بود اونها رییدن خونه و ا.ت رفت چمدونش رو آورد و وسایل های لازم رو به کمک هانا چید و بعد۱:۳۰ تموم شد
ویو ا.ت:
ا.ت: هووووف بالاخره تموم شد( میخنده)
هانا: بالاخره( میخنده)
ا.ت: هانی چی میخوری برات بیارم
هانا: صددفعه من بهت نگفتم بهم نگی هانی خوشم نمیاد😑 یکم آب بیار خیلی تشنمه
ا.ت: چشم الیزابت امر دیگه ای نیست
هانا: نه
ا.ت: پرو
هانا: منم دوست دارم
ا.ت: (میخنده و آب رو براش میاره) بگیر
هانا: مرسییییی
ا.ت خواهش موکونم😉
هانا: اوه اوه ا.ت بلندشو یک لباس درست بپوش بریم سریع فرودگاه ساعت ۵:۳۰ هست
ا.ت: عههه آره ها راست میگی الان میرم
ویو نویسنده:
ا.ت یک دوش ۵ مینی گرفت و اومد بیرون و کارای لازم رو کرد و لباس مناسب پوشید و یک آرایش ملایمی هم کرد
ویوا.ت:
ا.ت: بریم دیگه!
هانا: آره بریم
پرش زمانی به داخل فرودگاه:
ویو نویسنده:
اونا بلیطشون رو گرفتن و وقتی که پروازشون رو صدا زدن به سمت هواپیما حرکت کردن
ویو هانا:
وایییی باورم نمیشه بالاخره داریم میریم! من به خاطر تو ۲ سال بیشتر توی ایران موندم تا باهم بریم 😑
ا.ت: مرسی که برای من منتظر موندی عاشقتم( بغلش میکنه)
هانا: خیله خب از این سوسول بازیا در نیار( هلش میده)
ا.ت: داری تلافی میکنی!؟😑
هانا: درست حدس زدی😉🤣
دیدگاه ها (۱)

part 3 ویو نویسنده: اونها صندلیشون رو پیدا کردن و نشستن تا ه...

part 4ویو نویسنده:صبح شده بود و نور آفتاب از پنجره به داخل ا...

ممنون بابت کسایی که حمایتم کردن 😘😘😘 میخوام چندتا پارت هدیه ب...

🤣🤣

که یهو ا/ت پاش گیر کرد و افتاد_ آخ+چیشد خوبی؟_آره بابا+خب حا...

سناریو ران پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط