آن عاشقان ِ شرزه که با شب نزیستند
رفتند و شهر ِ خُفته ندانست کیستند

فریادشان تَموُّج ِ شطّ ِ حیات بود
چون آذرخش در سخن ِ خویش زیستند

مرغان ِ پرگشوده‌ی توفان که روز ِ مرگ...
...دریا و موج و صخره برایشان گریستند

می‌گفتی ای عزیز! سترون شده‌ست خاک
اینک ببین برابر ِ چشم ِ تو چیستند

هر صبح و شب به غارت ِ توفان روند و باز
باز آخرین شقایق ِ این باغ نیستند...

شفیعی_ کدکنی
دیدگاه ها (۰)

•دوست داشتن کافی نیست امیدوارم کسی رو داشته باشید که مردونه ...

اغلب پروانه‌ها برای شروع فعالیت روزانه نیاز به گرم کردن خود ...

تغییر حال آدم ها را خوب میکند...حتی اگر خانه همیشه یک جور با...

حتما که نبایدکلمه دوستت دادم را به زبان آورد اصلا دوستداشتن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط