نگرانم تو دلت این همه یک دنده نبود

نگرانم تو دلت این همه یک دنده نبود
یا اگر بود چنین از دل من کنده نبود

می شود روز به پایان برسد باز نیایی؟
کی دلم از نفس گرم تو آکنده نبود.

عادت عشق دلم را به کجا ها برده است،
پیش از اینها که دل من به خدا بنده نبود

شک ندارم که خدا با تو شراکت کرده،
ورنه یک بنده که اینگونه برآزنده نبود.

رفته ای شهر دلم در هوس آشوب است
نکند در دلت امید به آینده نبود؟

چند روزیست که من منتظر معجزه ام
عشق در عالم تردید که پاینده نبود.

صبح لبخند به چشمت بنشان بانو جان
که من انگار نه انگار دلم زنده نبود.
دیدگاه ها (۱)

ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیازبا ، دو پیمانه ، از آن تل...

کسی را دوست بدار که "دوستت دارد",و دست بکش از دوست داشتن کسی...

اسم زیبایت قرارش بین این اشعار نیستقلب تو درگیر اما مثل من ب...

نرم نرمک می رسد اینک بهار، خوش بحال روزگار، خوش بحال چشمه ها...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

part. 24

پارت ۴ ( پایان )

نگرانم تو دلت این همه یک دنده نبودیا اگر بود چنین از دل من ک...

نگرانم ‌ای عشقنکند دل بدهی بر کس دیگر...نکند پای تو بر منزل ...

من در غم عشق تو عزیزم نگرانمتو فارغ از این غم، من از این هم ...

میزنم داد مگر داد به جایی برسدشاید از عشق تو فریاد به جایی ب...

میزنم داد مگر داد به جایی برسدشاید از عشق تو فریاد به جایی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط