یک سال جدید شروع شد اما ما هنوز تو گذشته خودمون موندیم هم

یک سال جدید شروع شد اما ما هنوز تو گذشته خودمون موندیم همه فکر میکنن ادمی ک میخنده شاده ولی کی از دل زخم خوردش خبر داره دلی ک سالها پیرشده و دم نمیزنه...تو همه سالهایی ک گذشت چی بدست اوردیم بجز دردو رنج اضافی زندگی اونقدر هم ک فک میکنیم طولانی نیست بیاید تو این سال جدید از نو شروع کنیم یکم خوشی بد نیست امتحانشم مجانیه....جوونای امروز فقط اسمشون جوونه از درون پیرن حالا میگم اهااااااای جوونای پیر دل یکم زندگی رو ب شوخی بگیرید خوش باشید چرا ک فردا نوبت الرحمان ماست.....
دیدگاه ها (۷)

رمان دخت من

قصه پانزدهم: امام حسین (ع) زمینه ها (قسمت پایانی)

بیوگرافی

My lovely neighbor part : 47

My lovely neighbor part : 48

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۴دامیان: آنیا، نگرا...

فیک تهیونگ. دوباره تو

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

like swan 🦢#like_swan𝑆𝑇𝐴𝑅 🧸ویو ات:تا چند هفته دیگه سال آخر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط