ای آفتاب زندگی من ، از تولدت یک قرن می گذرد ولی سی و پنج

ای آفتاب زندگی من ، از تولدت یک قرن می گذرد ولی سی و پنج سال است که مرا تنها و بی غمخوار گذاشتی ! اوه لعنت بر آن سال ، لعنت بر آن ماه ، لعنت بر آن ساعت و لعنت بر آن دقیقه و ثانیه اش باد که فراق آمد بین من و تو حاکم شد !
دیدگاه ها (۰)

ای کاش من کبوتر دلت بودم

آخ جون اونجای پرستار با محبت را بخورم و . . . . . !

بهترین خبری بود که شنیدمممممم

(تک پارتی)رمان فیک نامجون | فانتزی | «ماه پشت پنجره»هیچ‌کس ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط