کله پوک صورتی

کله پوک صورتی✨️
پارت ۲۴
هندرسون بجه ها بحث نکنید الان باید بریم مدرسه
همه 《 انیا و دامیان و ایمل و ایون و بکی》: پیاده
هندرسون: شماها از پس یک هواپیما بر اومدین پیاده نمی‌تونید بیاین مدرسه
جیوز : نیازی نیست آقای هندرسون ما شمارو میرسونیم
بجه ها 《انیا و دامیان و بقیه 》: اخجوننن
هندرسون :باشه باشه
بچه ها به همراه هندرسون سوار هواپیما شدن
جیوز : خانم دزموند شما با ما نمی‌آین
ملیندا : نه ممنون من با یور میام یور میشه باهم بریم
یور : آره که میشه
لوید :ام من هم باید برم سرکار 《 برای نقشه ی c》
یور : باشه
ملیندا و یور تاکسی .رفتن و رفتن
از دید انیا :
ما سوار یک ماشین دراز شدیم این ماشین ازماشین بکی شون خفن تره مگه نه بک... او اصلا یادم نبود بکی جلوی ما تکی نشسته نوچه های پسر دومم عقب ما و منم پیش پسر دوم
از زبان بکی : خوب این نقشه ی من بود که انیا و دامیان کنار هم بشینن اما خوب از غرورشون اون ها از هم فاصله گرفتن انتظار داشتم انیا شونه شو بزاره رو دامیان ای ما که شانس نداریم
اونها به همراه آقای هندرسون رسیدن مدرسه
دامیان : متشکرم جیوز 《بابت رسیدن تشکر کردن دونه دونه》
بکی: متشکرم آقای جیوز
انیا :متشکرم نوچه های بزرگتر پسر دوم
امیل و ایون : متشکرم جیوز
اون ها پیاده شدن و وارد حیاط مدرسه شدن که یکدفعه اونها ماشین مدیر اموزش پرورش و با برگه س اتحادیه اخراج مدیر دیدن
آقای هندرسون : این جا
چخبره
معمور اموزش پرورش : او سلام شما آقای هندرسونید
هندرسون: بله اما جرا مدیرو اخراج کردین
معمور اموزش پرورش : به دلیل توتعه علیه دانش آموزان خودش از مدرسه اخراج خواهد شد
ولی دستگیر نمی‌شود ولی باید به پاسگاه بیان
هندرسون : این حکم کیه
اتحادیه ی آموزش و پرورش:اموزش پرورش اه راستی آقای هندرسون تا جلسه ی انتخابیه مدیر مدرسه کلی طول میکشه از شما درخواست میخوام که تا جلسه ی انتخابیه مدیر باشین
هندرسون : چییی
بکی و انیا و دامیان : آقای هندرسون لطفا
هندرسون : من نمیتونم مدیر باشم نظرتون درمورد آقای مشاور چیه ؟《همون مرد عینکیه》
اتحادیه اموزش پرورش: بله اما مطمعا این یک فرصت طلایی برای شماست
هندرسون : بله میدونم
اون ها رفتن تا این درخواست و به مشاور بدن
دامیان:، استاد هندرسون چرا درخواستشون و رد کردین
بکی: درسته این یک فرصت عالی بود
انیا : آره اگه شما مدیر بودین مارو نخبه میکردین
هندرسون:من میخواستم در کنار شما بچه ها باشم
یک دفعه مدیر داشت میرفت و الیس هم پشت سرش گریه میکرد
مدیر رو به هندرسون کرد و گفت : آهای هندر فکر نکن چون اخراج شدم دست از سرت بر میدارم
هندرسون : ازچی حرف میزنی
مدیر : فکر کردی من نفهمیدم اون کسی که به اتحادیه اموزش پرورش زنگ زد و بود تو بودی تابانشو پس میدی هندرسون
هندرسون: بله
انیا: اخجون مدیر گنده بکه دیگه نیستت
هندرسون: انیا درسته ایشون دیگه به مدرسه نمیان ولی ادب باید حکم باشه
انیا : هوف باشه
هندرسون : خیله خوب برین توی کلاس من الان میام
دامیان و آنیا و بکی و امیل و ایون وارد کلاس شدن تا دامیان پاش و گذاشت توی کلاس یکدفعه .............



■□□■□■□■●■□■●■●■خوب دوستان پارت بعدیشو الان میزارم ☆☆☆☆
دیدگاه ها (۳)

کله پوک صورتی ✨️پارت ۲۵وقتی دامیان داخل سالن اومد همه طرف دا...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۶ملیندا خندید و گفت : خوب میتونی انیا ...

وای فقط معنی اهنگ🛐🛐🤌

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۳دامیان: مامان مردن من جه فایده ای دار...

کله پوک صورتی✨️ پارت ۱۹ویو داناوان 《بابای دامیان 》و ملیندا《م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط