من از بیدار بودن وه که دیوانه شدم، باری

من از بیدار بودن وه که دیوانه شدم، باری

خدایا، این شب هجران ندارد هیچ پایانی

#امیرخسرو_دهلوی
دیدگاه ها (۱۲)

تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم میگذارم که قلم پر شود...

تهران ابری پر بغض و دلگیرامروز تهران فروغی استکه رفته شعرش#ا...

فصل سردیست کجاست آغوش یار؟#محمد_خسروآبادی

ز بهر عافیت زانو نرنجانی که از گرمیسر شوریده‌ی من عشق را زان...

تو ماشین خوابیده بودم، بیدار که شدم با این صحنه مواجه شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط