my little mochipart
my little mochi:part28
جیمین ویو:
(پرش زمانی به چهار ماه بعد)
چهار ماه گذشته و امروز قراره برم ببینم بچمون دختره یا پسر.
کوک سه ماه دوقلو حامله اس و تهیونگ حتی نمیزاره کوک بیاد پیش من بمونه.
رفتم توی اتاق که یونگی مثل یه پیشی کیوت روی تخت خوابیده بود.
قرار بود جین هیونگ بیاپ و بدون اینکه یونگی و جین بفهمن بریم و جنسیت رو بپرسیم و بعدش با یه جشن یونگی رو سورپرایز کنیم.
آروم از توی کشو یه تیشرت و شلوار گشاد برداشتم و پوشیدم و رفتم توی سالن منتظر نشستم.
بعد ده دقیقه صدای زنگ در اومد رفتم در رو باز کردم که جین هیونگ رو دیدم.
سریع رفتم بیرون و هیونگ رو بغل کردم.
جیمین: سلام هیونگ(کیوت)
جین:خب دیگه بریم که ببینم این همه زحمت کشیدن دختره یا پسر.
جیمین ویو:
(پرش زمانی به چهار ماه بعد)
چهار ماه گذشته و امروز قراره برم ببینم بچمون دختره یا پسر.
کوک سه ماه دوقلو حامله اس و تهیونگ حتی نمیزاره کوک بیاد پیش من بمونه.
رفتم توی اتاق که یونگی مثل یه پیشی کیوت روی تخت خوابیده بود.
قرار بود جین هیونگ بیاپ و بدون اینکه یونگی و جین بفهمن بریم و جنسیت رو بپرسیم و بعدش با یه جشن یونگی رو سورپرایز کنیم.
آروم از توی کشو یه تیشرت و شلوار گشاد برداشتم و پوشیدم و رفتم توی سالن منتظر نشستم.
بعد ده دقیقه صدای زنگ در اومد رفتم در رو باز کردم که جین هیونگ رو دیدم.
سریع رفتم بیرون و هیونگ رو بغل کردم.
جیمین: سلام هیونگ(کیوت)
جین:خب دیگه بریم که ببینم این همه زحمت کشیدن دختره یا پسر.
- ۶۸۸
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط