برده بی نقص من

برده بی نقص من
پارت ۶
(پرش زمانی صبح)
ویو ا.ت
صبح از خواب پاشدم تو بغل کوک بودم امروز قراره بریم بیرون ولی باید یه راه پیدا کنم که از دستش فرار کنم خب میتونم تو شلوغی یه جا قایم شم وقتی کوک رفت منم برم اره این بهترین راه عه
همونجوری تو ذهنم با خودم حرف میزدم که کوک بیدار شد و گفت
کوک = کیتن فک کنم خیلی خوشحالی میخوای بری بیرون
ا.ت = اره من بیرون رفتن رو دوس دارم
کوک = او چه خوب پس پاشو بریم صبحونه بخوریم بعد بریم
ا.ت = باشه
رفتن صبحونه خوردن و ا.ت اماده شد
کوک = خیلی خوشگل شدی کیتن
ا.ت = مرسی
کوک اومد دستمو گرفت و منو با خودش برد سوار ماشین شد و منو نشوند رو پاهاش و بعد به راننده گفت
کوک = راه بیوفت
راننده = کجا میرید قربان؟
کوک = مرکز خرید
کوک اروم دستشو برید توی شلوار و انگار شلوارم مزاحمش بود و دستش رو گذاشت رو پام و اروم اومد جلو و لباس زیرمو زد کنار که راننده گفت
راننده = قربان رسیدیم
و کوک اروم دم گوشم گفت
کوک = بقیه اش برا شب بیب
ا.ت = باشه ددی
نظرتون
شرایط
کامنت ۱۵
لایک ۱۵
دیدگاه ها (۲۰)

های گایز ساری بابت این دو هفته که نبودم و مرسی بابت حمایتتون

بره بی نقص من پارت ۷ویو ا.ت از رو پاش پا شدم و رفتم بیرون و ...

برده بی نقص منپارت ۵ ویو کوک بعد چند دقیقه از بغلش اومدم بیر...

جواب عزیزم هنوز شرایط نرسیده برسه میزارم

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط