می خواهم

می خواهم
یک راز بمانم تا ابد.
نه ،تا پایان هزاره ی سوم !
همانقدر دست نخورده،
همانقدرکلافه کننده .
برای بر ملا شدن
دست نوازشی نمی خواهم.
برای بر ملا شدن در شهر عشق،
آغوشی نمی خواهم.
جهانم را بدون الف نمی خواهم .
بگذار راز بمانم ،
همانقدر بکر ،همانقدر بی تکرار...!!
دیدگاه ها (۰)

باتمام وجود گناه کردیم…نه نعمتهایش رااز ما گرفت…نه گناهانمان...

ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍﺳﺖ”ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﻣﺎ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﻧﻤﯿﺸﺪﯾﻢ…الهی...

تُ همان…عطر گل یاس و نسیم سحری…که‌ اگر صبح نباشی…نفسی در من ...

لحظه ای در گذر از خاطره هاناخودآگاه دلم یاد تو کردخنده آمد ب...

عشق تو به تار و پود جانم بسته است بي روي تو درهاي جهانم بسته...

به تازگی خیالی سراغم آمده که هر ان چیزی در خصوص «عشق» میبین...

روزها دیگر نمی‌گذرند؛ تکرار می‌شوند. شبیه به قطره‌های یکنواخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط