ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بوسیدی، وداع می‌کردی. آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می‌غلتم؛ تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سیراب کنی؟ از این دنیای دون می‌گریزم.

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بوسیدی، وداع می‌کردی. آیا ممکن است هنگامی که من نیز به خاک و خون خود می‌غلتم؛ تو دست مهربان خود را بر قلب سوزان من بگذاری و عطش عشق مرا به تو و به خدای تو سیراب کنی؟ از این دنیای دون می‌گریزم.

اللّهُم عَجِّل‌لِوَلیِّڪَ الفَرج🌱
دیدگاه ها (۱)

فراتر از خویش

راستش عزیزکرده، زیباترین توصیفی که در وصف این روزهایم دیده‌ا...

با خارها راهش را میبندم: شباهت ضلالت کوماری و بهائیت

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط