...

...
گاهی اگر یادم ڪنی،، دل میدهم بر یاد تو
قلبم تورا میخواهدو سر میدهد فریادِ تو

این دَم اگر یاری ‌ڪند،، جان را فدایت میڪنم
شیرین اگر با‌ من شوی،، من میشوم فرهادِ تو

هرجا ڪه نامت بشنوم،، غافل از خود میشوم
حال مرا جا آورد،، دیدارِ رویِ شادِ ‌تو

جان و دلم ویران شده،، در این مسیر عاشقی
دل با همه ویرانی اش،، هر دم شود آبادِ تو

ای دل ڪمی آهسته تر برسینه با سنگت بڪوب
گر با تو باشد میلِ او،، خود میرسد بر‌ داد تو...
دیدگاه ها (۳)

....من خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌توبه کدام دل صبوری، کنم ...

.....تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودمحرف تو که آید به میان ، ...

...ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بس...

...توکه احساس مرا این همه باور داریمی شود دست ازاین فاصله ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط