پارت ۲

پارت ۲

یه هفته گذشت ا/ت اهنگ رو داده بود و فقط تمرین کرده بود

پشت صحنه

ا/ت دستاش از استرس میلرزید که نامجون اومد و پیشش نشست

نامجون:ببینم خوبی

ا/ت:آره

نامجون دستاتو گرفت

نامجون:نترس مطمئنم شاهکار میکنی

ا/ت امیدوارم

ا/ت رفت و اجرا کرد و کنسرت تموم شد ولی ارمیا اسمشو صدا نزدن

ا/ت قلبش شکسته و بود به سمت اتاق استراحت میدوید

ا/ت به اتاق استراحت رسید رو ی کاناپه خوابیده بود و گریه میکرد

چند مین بعد




سیسیا من از سه شنبه چند بار نوشتم آپلود نشده
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳اتاق اعضایونگی:پسرا ا/ت رو ندیدین جیهوپ:نه ندیدیمشتهیو...

دخترا من پارت هارو کم کم میزارم تا آپلود بشه چون وقتی زیاد م...

دخیا من تا سه شنبه عافیت میزنم چون واقعا حالم خوب نیست و دار...

سیسیا من تا دوشنبه عاف میزنم

وقتی ازت متنفر بود..

عضو هشتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط