نبودی و از آسمون کلی خاطره بارید

نبودی و از آسمون کلی خاطره بارید
تَوَهُم حضورت هی نمک روی زخمم پاشید
نبودی و پیچ و خم این جاده سردرگمم میکرد
بوی تنت میومد بدجوری کلافه ام میکرد

نبودی ببینی دستام چه یخ کرده
شکایت نیست عزیزِ من
من این عشق رو دوست دارم
هرچند بهم بدکرده ،هرچند بهم بدکرده

توباید بدونی چه ها گذشته به حال من
اگه تنهابودم ،رفتن تو تنهاترم کرده
منو با اخمات نترسون عزیزِ من
همین اخماته که منوعاشقترم کرده

خلاصه بگم عزیزِ جان
دارم تموم میشم

نیومدی و کشت منو این انتظار

«کشت منو این انتظار»
دیدگاه ها (۱)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

★彡   Part 15 彡★ صدای نوتیف پی در پی گوشی روی مخم رژه میرفت.و...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀پارت:12*...

محو زیبایی او پارت ۳۶ویو تهیونگ رفتم جلوی در اتاق رزا و در ز...

پارت ۲ ویو ا.ت همونجا ساکت نشسته بودم و اهمیتی به حرفای بقیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط