دارداوج میگیرد

دارداوج میگیرد

قدم های بی رنگ من

وسایه های معکوسی که

پشت نگاهم هست

اندکی،صبراینجا

روبه دریابدنیست

ودردهای خاکستری ام

روی سنگ های بی نام

رژه می روند

من فقط میخاستم بیدارباشم

ومعناکنم

آنچه که معنانشد

باز من ماندم

وکفش های خاکی ام
دیدگاه ها (۳)

☜⇜واسِــــــه مَــــن◌ اَز٬بــــاخـــتَـــن⚫حَـــرفـــ نَـــ...

♚مــیـــزنــم ♚ ⇦قــیـد کــســی رو☜ کــهِـ← زنــدگـیــم→ بــ...

لبخندت را ک نثار نگاهم میکنی دلم آب میشود..همچون تکه یخی که ...

گاهے وقتا لازم زمین بخوری....تا ببینے ڪیا پشتتن...ڪیا میرن.....

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

مادرم نیست

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p36همین که خواست از روی یه ریشه‌ی بزرگ رد...

پارت دوم نماد مرگ

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط