لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد

لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد
طوفان غمها آمد و احساس را از قِصه بُرد

گلدان خانه خشک شد دیوار و در ماتم گرفت
یک شب شنیدم پنجره میگفت که آهم گرفت

کوچه لباس غم به تن از انتظارت خسته شد
دیر آمدی لیلای من پرونده ی ما بسته شد

ویرانه شد آن خانه ی آباد ما هم در خیال
وصل تو با من دگر درخوابها هم یک محال

آه از شبها که دستم ،دست گریه بود و غم
یاد تو میشد زمین لرزه و َ من ویرانه بَم

بی وفا دیر آمدی و من شدم سنگ صبور
می برم با خود تمام خاطراتت....
دیدگاه ها (۲)

زندگی سخت نیست ٬ غم سختش میڪند... دلها تنگ نیست ٬ انتظار تنگ...

مرا در آغوش بگیر...اصلا هیچ نگو....شبهای تاریک زندگیم به بلن...

گاهی تو بیا و عاشقـــم باشمن خاک شدم،شقایقــم باشاینجا همه م...

واقعیتنه پاهایِ رفته ی تو بودنه دلِ شکسته ی منواقعیتخستگیِ د...

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد ...

‍ لیلای من دیر آمدی مجنون تو دق کرد و مُرد طوفان غمها آمد ...

....بی وفا شادی و نبضم را به یغما برده ای پا به پای خسته ام ...

غزلے نوشته مجنون،برسد به دست لیلینَفَسم بگو ڪجایے ڪه ستاره ے...

💔بعد از این رحم مکن بر دل دیوانۀ مابفرست آنچه غمت هست به غمخ...

بی تو از گردش تقدیر ، بدم می آید زینهمه آه نفس گیر ، بدم می ...

بی تو از گردش ایام ، بدم می آیدزینهمه آه نفس گیر ، بدم می آی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط