بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هفتاد دو🍷🗡
دست روی پیشونیم گذاشت
+چرا آنقدر داغی تو ، فکر کردم تبت به خاطر خوابه بلند بشی خوب میشی!
با برخورد دست خنکش به پیشونیم حس خوبی بهم دست داد
خواست دستشو بکشه که نزاشتم
دستشو فشار دادم به پیشونیم
+نبر کنار بزار سرد بشم...
با اخم گفت
_باید دکتر خبر کنم ...
لب زدم
+چیزیم نیست ، خوب میشم ..
دندوناشو رو هم فشار داد
ادامه دادم
+ همیشه وقتی حالت عصبی بهم دست میده اینطوری میشم!
_باید ببرمت دکتر!
بی حواس پچ زدم
+شام بخوریم ؟گشنکه...دلم ضعف میره از گشنگی..
سر تکون داد گفت
_پاشو بریم سریع یه چیز آماده کنم..
باز یاد اینکه بی لباسم افتادم
اخم کردم
ولی جونی نداشتم بخوام دعوا راه بندازم ..
برای همین فقط بی جون لب زدم
+یه. لباس بده بهم بپوشم
پارت هفتاد دو🍷🗡
دست روی پیشونیم گذاشت
+چرا آنقدر داغی تو ، فکر کردم تبت به خاطر خوابه بلند بشی خوب میشی!
با برخورد دست خنکش به پیشونیم حس خوبی بهم دست داد
خواست دستشو بکشه که نزاشتم
دستشو فشار دادم به پیشونیم
+نبر کنار بزار سرد بشم...
با اخم گفت
_باید دکتر خبر کنم ...
لب زدم
+چیزیم نیست ، خوب میشم ..
دندوناشو رو هم فشار داد
ادامه دادم
+ همیشه وقتی حالت عصبی بهم دست میده اینطوری میشم!
_باید ببرمت دکتر!
بی حواس پچ زدم
+شام بخوریم ؟گشنکه...دلم ضعف میره از گشنگی..
سر تکون داد گفت
_پاشو بریم سریع یه چیز آماده کنم..
باز یاد اینکه بی لباسم افتادم
اخم کردم
ولی جونی نداشتم بخوام دعوا راه بندازم ..
برای همین فقط بی جون لب زدم
+یه. لباس بده بهم بپوشم
- ۱.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط