اگر که درد، از این گریه تا عصب برسد

اگر که درد، از این گریه تا عصب برسد

اگر که عشق، لبالب شود به لب برسد

 

که سال ها بدوی، قبل خط ّ پایانی

یواش سایه ی یک مرد از عقب برسد

 

شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود

که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد!

 

که هی سه نقطه بچینی اگر... ولی... شاید...

کسی نمی آید، نه! کسی نمی آید
دیدگاه ها (۱۳)

اری روز مرد است ولی مردی برازنده شما زنهاست ماکه مرد نیستیم ...

قسمتی از کتاب بیداری ازنیکوس کازانتزاکیس

پدر روزت مبارک ای اتشنشان درجه یک شهر فدات بشم

یه مرد که واژه ی مردو رو سفید کردیه مرد که مرگو واسه انسان ب...

❌هر چقدر هم بجنگی… اگه تو مسیر خودت نباشی، برمی‌گردی سر خط.❌...

دوباره سرد... دوباره سرد...

افسانه ی خون و گل قسمت ۲۷: سایه‌هایِ گذشته در دفترِ جئوندر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط