استاد من
🧚🏻 استاد من 🧚🏻
پارت²⁷
چند ساعت بعد
رفتم داخل اتاقم و میخواستم برم حموم که زنگ در خورد حتما یونا رفتن باز کردم ولی یونا نبود یه گل رز سیاه بود و یعنی که فرستاده
یه کارت روش بود
روش نوشته بود فردا بیا به این آدرس (دیتبتلمهیتسمژکطپ)
(مثل آدرس🤫)
سلین :آهای کسی اونجاستتت
گل رو برداشتم و رفتم روی تختم و خوابم برد
فلش بک به فردا صبح
از خواب بیدار شدم رفتم توی اتاق یونا دیدم یه پسره هم کنارش خوابید در و بستم و رفتم پایین
یه صبحونه درست کردم و امروز مدرسه ها تعطیل بود داشتم به این فکر میکردم که کی اون دسته گل رو فرستاده
و گفته ساعت ⁸برم به یه آدرس
برم ؟
نرم؟
نه میرم
چند مین بعد یونا و دوست پسرش اومدن پایین
سه اون جو :سلام من دوست پسر یونا هستم
ذهن سلین:
واییی چه پسر با ادب و نازی معلومه خیلی سادست
سلین :سلام منم دوست یونا هستم منم از آشناییت خوشبختم
خیلی به هم میآین
یونا:خیلی ممنونم
سلین ::نهار چی میخورید براتون درست کنم
یونا و سه او جو:فرقی نمیکنه
سلین :اوکی
فلش بک به ساعت ۸
سلین :من باید برم جایی
یونا :کجا
سلین :زود بر میگردم
سریع رفتم بالا و یه کراپ و شلوار و هودی برداشتم چونکه هوا سرد بود
و راه افتادم به اون آدرس چی به رستوران
شوخیت گرفته
ادامه دارد...
شرطا:
کامنت ۱۵
لایک۱۷
پارت²⁷
چند ساعت بعد
رفتم داخل اتاقم و میخواستم برم حموم که زنگ در خورد حتما یونا رفتن باز کردم ولی یونا نبود یه گل رز سیاه بود و یعنی که فرستاده
یه کارت روش بود
روش نوشته بود فردا بیا به این آدرس (دیتبتلمهیتسمژکطپ)
(مثل آدرس🤫)
سلین :آهای کسی اونجاستتت
گل رو برداشتم و رفتم روی تختم و خوابم برد
فلش بک به فردا صبح
از خواب بیدار شدم رفتم توی اتاق یونا دیدم یه پسره هم کنارش خوابید در و بستم و رفتم پایین
یه صبحونه درست کردم و امروز مدرسه ها تعطیل بود داشتم به این فکر میکردم که کی اون دسته گل رو فرستاده
و گفته ساعت ⁸برم به یه آدرس
برم ؟
نرم؟
نه میرم
چند مین بعد یونا و دوست پسرش اومدن پایین
سه اون جو :سلام من دوست پسر یونا هستم
ذهن سلین:
واییی چه پسر با ادب و نازی معلومه خیلی سادست
سلین :سلام منم دوست یونا هستم منم از آشناییت خوشبختم
خیلی به هم میآین
یونا:خیلی ممنونم
سلین ::نهار چی میخورید براتون درست کنم
یونا و سه او جو:فرقی نمیکنه
سلین :اوکی
فلش بک به ساعت ۸
سلین :من باید برم جایی
یونا :کجا
سلین :زود بر میگردم
سریع رفتم بالا و یه کراپ و شلوار و هودی برداشتم چونکه هوا سرد بود
و راه افتادم به اون آدرس چی به رستوران
شوخیت گرفته
ادامه دارد...
شرطا:
کامنت ۱۵
لایک۱۷
- ۱۳.۷k
- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط