.🎀.

.🎀.
<<< اگه دامنت کوتاه باشه >>>
پارت دوم؛
وانشات از:
#عاشقان_شیطانی_وانشات = #لایتو
#اتک_ان_تایتان_وانشات = #لیوای
.
_لایتو🪷_
داشت فیلم رو اماده میکرد تا باهم دیگه ببینید.
روی مبل نشست و تو هم اومدی و کنارش نشستی که وقتی دامنت رو دید انداختت روی مبل و روت خ/یمه زد.

"لایتو: اومم~ بیچ چان...:"🫳

دند/ان های نیش اش بلند شده بود و به ر/ان های سف/یدت خیره شده بود.
یکی از را/ن هات رو گرفت و مح/کم گا/ز گرفت.🩸
خونه پر از صدای مکی/دن خون ات توسط لایتو شده بود.
البته که گاهی دستش میرفت جاهایی که نباید میرفت😂>>>
.
_لیوای🪐_
این بشر تازه از ی ماموریت اکتشافی سخت و طولانی برگشته بود و خیلی خسته بود. روی مبل باهمون لباس هاش دراز کشیده بود.🥺💋

تو با اون دامن کوتا/هت ی لیوان اب براش بردی وقتی سرش رو بلند کرد، نگاهش روی پاه/ات و را/ن هات رفت و بیش از حد لازم خیره موند.
صداش از شدت خودد/اری گرفته بود و چشماش کمی خم/ار بود.🫦

"لیوای: تچ، این چیه پوشیدی؟"
"ا.ت: خوشگله!؟"
"لیوای: اوم...بد نیست، ولی وقتی در/ش بیارم"

و باهم رفتید اتاق و فردا مجبور شدید ی تخت جدید بخرید چون دیشب تخت شکست...😔💋

_سخن بنده: ددی خشن خودمههه😂❤️_
دیدگاه ها (۱۱)

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت9ویو اتبه سم...

درخواستی

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

پارت ۲ دو پارتی اسمات جونگکوک*درخواستی* دوستان هرکی جنبه ندا...

پارت ۸

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣3۴🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)آخر پتو رو برداشتم و ر...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط