امروز پره بغض بودم رفتم توو حمووم تیغو گذاشتم رو رگمو

امروز پره بغض بودم رفتم توو حمووم تیغو گذاشتم رو رگمو
خواستم واسه همیشه تمومش کنم که یه دفعه
آغا چشم خورد به صابوون گلنار هیچی دیگه برنامه کلن عوض شد :|:))))
دیدگاه ها (۲)

Do I love him, or do I hate him?P¹⁶فکر نکنم جینا فهمیده باشه...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p11رفتم داخل مدرس...

تکپارتی تهکوک ★ یک دقیقه تا فردا هوا بارونی بود و دو سالی می...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2+ چیزی نیست.+ معلومه.رفتم کنارش نشستم و آروم پتو ر...

فیک کوک فصل ²پارت²ولی اینبار گریه هاش از روی خوشحالی بود نه ...

ترکم نکن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط