سلامممم بلاخره یکی از درخواستی ها رو نوشتممممم

سلامممم بلاخره یکی از درخواستی ها رو نوشتممممم

وانشات ران هایتانی
موضوع : نامعلوم
نکته : ا/ت دکتره


ویو ران ۱۲ : ۱۲
شب بود با یکی از گنگ ها یه معامله‌ داشتیم فقط منو و اون بودیم داشتیم حرف میزدیم که زد به سرش و کلتش رو در آورد و بهم شلیک کرد منم همون موقع سه تا تیر بهش زدم و بخش زمین شد

۱۲:۱۲ ویو ا/ت
روز کسل کننده ای بود برای این که زود تر برسم خونه از یه میانبر رفتم که از جلوم صدای شلیک شنیدم یکم بیشتر رفتم جلو که دیدم یکی کلت دستشه و با یه دست دیگه شکمش رو گرفته بود ولی به خواطر تاریکی هیچی ازش دیده نمیشد ولی خب معلوم بود آدم عادی ای نیست پشت دیوار رفتم و منتظر بودم حرکت بعدیش رو ببینم ( ترامپ😂) که کلتش رو بالا اورد و سمت گرفت اصلا چطور منو دید !؟

ران : تو دیگه کدوم خری هستی ؟
ا/ت از پشت دیوار بیرون میاد و دست هاش رو به نشانه تسلیم بالا میگیره
ا/ت : چیز ...من فقط داشتم میرفتم خونه........ولی فکر کنم الان وعضت وخیمه .....
و با انگشت اشارش همون طوری که دستاش رو بالا گرفته بود به ران اشاره میکنه
ران : تو چی کار داری ؟
ا/ت : خب تیر خوردی دیگه نخوردی ؟
ران : به تو چه
ا/ت : ولت کنم میمیری ها
ران : تو هم نری خودت میمیری
ا/ت : به عنوان یه دکتر نمیتونم ولت کنم !
ران : .....هه.....اصلا نمیدونی من کی هستم
ا/ت : یه آدم لوس و کسی که هعی میخواد خودش رو قوی نشون بده ولی تو بعضی مواقع ( اینجاش رو محکم میگه ) این کارش مسخره میشه !
ا/ت دستاش رو پایین میاره و سمت ران میره ران هم دستش رو رو ماشه میزاره
ران : یا میری یا شلیک میکنم
ا/ت هم کلت رو سریع از دست ران میگیره
ا/ت : برو بابا بچه پرو !
ران قیافش اینطوری میشه که ها ؟ و تیک عصبی میگیره
ا/ت : میای دنبالم خونم نزدیکه
ران : صد سال سیاه
ا/ت : یا میای یا از یه راه دیگه وارد میشم ؟ ( نگاه ترسناک )
ران : نمیاممم
ا/ت هم حالا هر جوری ران رو میبره خونش 😂( منحرف نشین )
خلاصه تیر رو در میاره و اینا ران هم شبیه مرده های متحرک اون ور افتاده بود
ا/ت میره زخم ران میکنه و بعد میره تو اتاقش میشینه و کار هاش رو انجام میده که همونجا خوابش میبره ( من )
میگذره ران بیدار میشه و بلند میشه و اتاق ها رو نگاه میکنه که میبینه ا/ت رو میز خوابش برده یه لحظه چشماش دل سوز میشه ولی بعد دوباره به همون حالت اول خودش بر میگرده سمت در خروجی میره که ا/ت با مو های ژو لیدی پیاد
ا/ت : کجا به این عجلهههههه ؟؟؟
ران : آخه چرا الان بیدار شدییییییی ؟؟؟؟
ا/ت : برو بشیننننن !
ران : نمیخوام !
ا/ت : الان هم کلتت هم گوشید و هم گیف پولت دسته منه جنابه هایتانی !
ران : اههههه پسشون بده ! الان !
ا/ت نمیخوام !
اینا مث موشه و گربه افتادن دنبال هم
تا ران لباس ا/ت رو بلاخره گرفت و کشید ا/ت هم افتاد بغل ران
ا/ت : هویییی 💢( و سرخ میشه)
ران هم نمیزاره ا/ت بره
ران : اووو کجا با این عجله
ا/ت : د..داری چی کار میکنیییی ...اصلا تو با این زخمت نباید هیچ کاری میکردیییییی
و خیلی یهویی از بغل ران میاد بیرون ران هم یه نیشخند دختر کن میزنه و میره سمت ا/ت ، ا/ت هم همینطوری عقب میره تا میخوره به دیوار ران هم ا/ت رو بین خودش و دیوار قفل میکنه و میره سمت صورت ا/ت میره
ا/ت لبو : ر..ران ؟ داری چیکار میکنی ؟ فکر کنم به خواطر خونی که ازت رفته حالت بده
و با یه خنده استرسی میخواست فلنگ رو ببنده که ....
ران : اتفاقا الان از همیشه بهترم
نزدیک تر میره ......خیلی نزدیک تر ......زیادی نزدیک ......خیلی خیلی نزدیک .......خی.....خب دیگه تا جایی که لب هاشون به هم میرسه 🥲
ا/ت هم کرک و پر هاش ریخ و چشاش ۴ تا شد
بعد از این که ران جدا شد صورتش رو پایین اورد تا جلوی صورت ا/ت باشه ا/ت هم لبو شده بود
ران : همونطور که فکر میکردم...خوشمزه بود ( عررررر T^T)
ا/ت : ساکتتتتتت

بعد از اون روز که ران میره ا/ت هر آخر هفته گل ، گردنبند ، طلا ، شکلات ، ... می‌گرفت یا ران خودش میرفت دم خونه ا/ت یا یکی از زیر دستاش خیلی لوکس و لاکچری کادو ها رو براش میبرد


ایزی ایزی تامام تاما
اینو به معنای واقعی ریدم خیلی بد شده به روم نیارین T^T
دیدگاه ها (۵)

P7 عروس فراری ویو ا/ت خیلی آروم رفتم بالا سر مایکی و خیلی خی...

P6عروس فراری همون موقع ریندو میاد ریندو : نندازش گردن من ا/ت...

P5 عروس فراری ریندو بلند میشه که حاضر بشه ا/ت هم رو تخت میشی...

۱۴۱ تایی شدیمممممم مرسی از حمایت هاتوننننن ♡♡♡♡وانشات ران ها...

میخوام ترکیبی بزنم از خواهر سانزو با شیپ ران شاید چند پارتی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط