شروعی سخت،پایانی خوش پارت 2

شروعی سخت،پایانی خوش پارت 2
ویو سه را
دیگه خسته شدم از پس تحقیر شدم
رفتم بالای بلند ترین برج سئول آره دیگه دردم تموم میشه
خودمو انداختم که یهو یه نفر دستمو گرفت یه مرد کلاه و ماسک داشت
ویو هیونجین
امروز کمپانی خیلی سخت گرفت من هر وقت عصبانی میشم میرم بالای برج سئول اون جا باعث میشه آروم باشم
رفتم بالا دیدم یه دختری میخواد خودش رو پرت کنه پایین خیلی دختر خوشگلی بود رفتم دستشو گرفتم و کشیدمش پایین
سه را ویو
بیشتر که دقت کردم اون اون هیونجین از استری کیدز بود امکان نداره
سه را.چرا منو گرفتی ها من خسته شدم می‌خوام برم خستم خسته (با گریه)
هیونجین.هر چیم باشه نباید بمیری بخاطر حرفهای مسخره مردم
سه را.تو هیونجین هستی نه
هیونجین.آره
سه را.من پدرم باهام بد رفتاری می کنه مادر ناتنیم منو اذیت می کنه هم کلاسی هام مسخرم میکنن نه کسی هست باهاش درد و دل کنم نه کسی هست بهش تکیه کنم من رویای آیدل شدن داشتم اما سوییشرتمو در آوردم و زخمای رو دستم رو نشونش دادم و گفتم بابام منو میزنه
هیونجین. خب بامن حرف بزن من هر کاری می کنم تا تو نمیری پس موفق شو و بهشون نشون بده اگه چیزی ناراحتت می کنه به من بگو
سه را.خب من فردا دبیو دارم اما به من گفتن میرم تو یه گروه ۸ نفره
هیونجین.اگه دوست داشته باشی میتونی با من دوست باشی
سه را.من در حد تو نیستم لیاقت دوستی با تو رو ندارم
هیونجین.چرا داری بیا هر وقت نیاز داشتی باهام حرف بزنی بگو این شمارمه (..........)
سه را. خیلی ممنونم راستی امیدوارم بتونم تو گروه خوبی باشم
هیونجین.باشه اما هر چی شد به من بگو و یادت نره هاا و اینم بدون یه روز پدر و مادرت حسرت داشتن دختری مثل تو رو میخورن
سه را . خدافظ
هیونجین.خدافظ
..............……………
نظرتون رو بگید💓
دیدگاه ها (۰)

شروعی سخت،پایانی خوش پارت 1ویو سه رامثل همیشه از خواب بیدار ...

فیک جدید از هیونجیناسم.شر‌وعی سخت،پایانی خوششخصیت اصلی.سه را...

نمیدونم چه مرگمه حوصله هیچ بحثی رو ندارم ، خسته شدم سرم بدجو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط