بی سب سرتاسر شب را

بی سب سرتاسر شب را
کنار پرسه پیمودن
نزار و خسته از بودن شبی
تاریک آسودن
گرفتار غمی گشتن در آوار
تبی مردن
کجای این قفس باز است
که نابودم من از بودن
#شهزاد
دیدگاه ها (۵)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۹: «آخر...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

پارت ۶

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۴ | عکسی از گذشته— منو؟صدای خودم ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

پارت ۱ ویو ا.تساعت از دوازده شب گذشته بود سکوت خسته کننده ای...

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط