در مسیر لانه اش پرواز می کرد

در مسیر لانه اش پرواز می کرد
هیاهو را ، دلش آواز می کرد
تکه ای نان دید و آنسویش نشست
تا به خود آمد پر و بالش شکست
نیزه ای بر باد گریبانش گرفت
تا سری چرخاند بلاجانش گرفت
جوجه هایش انتظاری داشتند
بی قراری را قراری داشتند
مادری در فکر فرزندان خویش
حسرتی داشت بر پیمان خویش
#شهزاد
دیدگاه ها (۱)

بغض طوفانی رعد شعله ای بر خرمن استلب خاموشنمودار دل پر سخن ا...

این روزابد جوری از آدما بیزاره دلمانگار ازاین روزگار چیزی طل...

چه رسمی دارد این دنیا چه شوری دارد این غوغا خِرَد اینجا فقط ...

شیشه ی بچگیم را حسرت توپ شکست پشت دیوار غرورم یک سکوت، درد ن...

رقص با سایه ها پارت یک

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

پارت ۸ شاهزداه قصر سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط