چشمهایت خیمهگاهم بود و نیست
چشمهایت ؛خیمهگاهم بود و نیست..
بازوانت ،تکیهگاهم بود و نیست.. دل به درگاه ؛تو روی آورده بود..
عشقِ تو پشت؛ و پناهم بود و نیست.. خاکِ پایت ؛سرمهی چشمان من..
چشم تو سوی؛ نگاهم بود و نیست.. کوچهگرد ؛شام غم بود این دلم..
روی تو مهتابِ ؛ماهم بود و نیست.. برق چشمانت؛ شرر میزد به دل..
شمع شبهای؛ سیاهم بود و نیست.. لا ابالی بودم و مسحور ؛عشق..
مستیام تنها؛ گناهم بود و نیست.. بازگرد ،ای ماه پنهان در خسوف..!
سایهای دیده؛ به راهم بود و نیست..
بازوانت ،تکیهگاهم بود و نیست.. دل به درگاه ؛تو روی آورده بود..
عشقِ تو پشت؛ و پناهم بود و نیست.. خاکِ پایت ؛سرمهی چشمان من..
چشم تو سوی؛ نگاهم بود و نیست.. کوچهگرد ؛شام غم بود این دلم..
روی تو مهتابِ ؛ماهم بود و نیست.. برق چشمانت؛ شرر میزد به دل..
شمع شبهای؛ سیاهم بود و نیست.. لا ابالی بودم و مسحور ؛عشق..
مستیام تنها؛ گناهم بود و نیست.. بازگرد ،ای ماه پنهان در خسوف..!
سایهای دیده؛ به راهم بود و نیست..
- ۱.۸k
- ۱۴ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط