حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ای

حال دنیا را پرسیدم من از فرزانه ای
گفت :
یا آّب است,
یا خاک است
یا پروانه ای !

گفتمش احوال عمرم را بگو , این عمر چیست ؟
گفت یا برق است , یا باد است , یا افسانه ای!
گفتمش این ها که می بینی , چرا دل بسته اند

گفت یا خوابند , یا مستند , یا دیوانه ای !
گفتمش احوال جانم را پس از مردن , بگو ؟

گفت یا باغ است یا نار است , یا ویرانه ای !
" ابوسعید ابوالخیر "
دیدگاه ها (۱)

با یاد خدای مهربانم...وقتی فهیمانه دل از هر جا و هر چیز بَر ...

.قسمت نشد آهو شَوم تا تودستی کِشی بر رویِ موهایمهنگامِ نازِ ...

دوستانتان شما را همانطور که هستید می پذیرند.

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط