میدانی ، از یک جایی به بعد ،

میدانی ، از یک جایی به بعد ،
فقط میخواهی در آرامش باشی...
نه کسی قدرتِ ناراحت کردنت را دارد...
نه برای اتفاقاتِ خارج از کنترلت،
به خودت اجازه میدهی تا،
بیش از اندازه فکرت را درگیر کنی ...
فقط میشنوی و بغضت را قورت می دهی و ،
با لبخندی پر رنگ تر از قبل،
از کنارشان رد می شوی 😊

#پناه_خطیر
دیدگاه ها (۱)

«گذشته ی هر فرد کتابی است که خود او سطر سطرش را از حفظ است، ...

هنوزم برایم سوال است که شما که اهل ماندن نیستیدچرا می آییدشا...

صبور ...مثل درختی که در آتش می‌سوزدو توان گریختن ندارد.حیرت‌...

حالا که آمدی ،خط میزنم تمامِ ناممکن های دنیارا...نیست و نابو...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سایه های کلاغ

سناریو اوبیکاکا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط